سفارش تبلیغ
صبا ویژن

مدهامّتان: علوم و معارف قرآن و حدیث

نقد و جواب نقد «استفاده علوم معاصر از نهج البلاغه»

مطلبی که اینک ملاحظه می فرمایید، مرقومه ای است که یکی از دانشجویان فرهیخته در نقد پست «استفاده علوم معاصر از نهج البلاغه» نوشته است؛ به همراه پاسخی که اینجانب نوشته ام.

بسم الله الرحمن الرحیم

با سلام خدمتتان، چند نکته به عرض می رسانم:

1- تربیت انسان هدف قرآن و حدیث است. هر آنچه به انسان مربوط است دین در رابطه با آن نظر دارد.

پاسخ: در این تردیدی وجود ندارد. سخن ما در پست «استفاده علوم معاصر از نهج البلاغه» ناظر به تربیت به معنای عام آن نیست؛ بلکه به معنای علمی آن است که در علوم تربیتی و نظام تعلیم و تربیت مطرح است. در قرآن و حدیث، تربیت به معنای عام و غیر تخصصی مطرح شده و لذا اشتباه است که ما بخواهیم، مباحث تخصصی مربوط به علوم تربیتی را از نهج البلاغه استخراج نماییم. در نامه ها و خطبه های نهج البلاغه هرگز مباحث تخصصی علوم تربیتی مطرح نیست.

2- استاد گرامی مقایسه ی مقوله ی تربیت انسان با کشاورزی و دامداری اشتباه وحشتناکی است. ما معتقدیم هر آنچه مربوط به شؤون انسانی انسان است در متن قرآن و کلام معصومین آمده، و تربیت از مهمترین این شوون است. قرآن و حدیثی که تربیت نکند به چه کار می آید؟

پاسخ: چنان که عرض شد، تربیت به عنوان یک مقوله پیچیده علمی در متون حدیثی مثل نهج البلاغه مورد بحث قرار نگرفته است؛ لذا اشتباه است که ما بخواهیم، چنین مباحثی را در نامه ها و خطبه های امام علی(ع) جستجو کنیم. این در حالی است که این متون به نحو عام صادر شده اند و ناظر به خصوص تعلیم و تربیت در یک محیط امروزی نیست.

3- شما از کدام علوم تربیتی روز سخن می گویید؟ علوم تربیتی یا مکاتب تربیتی ای که مبانی هر کدام ناقض مبانی دیگری ست، امروزه دیگر طبل رسوایی علوم انسانی وارداتی محکم بر زمین خورده و حتی گوش های سنگین هم صدای مهیب آن را شنیده اند.

پاسخ: چنین اظهار نظری راجع به دانش های بشری که میراث قرن ها مطالعه و پژوهش علمی ابنای بشر است، صحیح نیست. درباره دانش های بشری روا نیست که شعارگونه و کلی گویانه قضاوت کنیم. این طبل رسوایی از سوی کدام فرهیخته و عالم مبرز اسلامی به صدا در آمده است؟ کدام یک از علوم انسانی و چه مباحثی از آنها رسواست؟ اساساً مگر عاقلانه است که دستاوردهای بشری که حاصل قرن ها تجارب و تلاش های علمی است، بی ارزش و به تعبیر شما رسوا تلقی شود؟ در این تردیدی نیست که بخش بزرگی از دانش های بشری نظریاتی است که بر استقراء ناقص از شواهد استوار است و بسا برای آنها موارد نقضی پیدا شود و از شمول و کلیت خارج شود؛ اما چنان نیست که به کلی به تعبیر شما طبل رسوایی دانش های بشری به صدا در آمده و یکسر باطل و بی اساس باشد و لذا ما ناگزیر باشیم، تمام علوم بشری از جمله علوم انسانی را کنار بنهیم و برای تحصیل چنین علومی به متون کهنی مراجعه کنیم که اساساً ناظر به علوم بشری نیست و یک سری توصیه های اخلاقی در امور دینی و اجتماعی متناسب با نیازهای عصر نزول و صدورشان بوده است.

4- استاد گرامی این جملات از شماست؟ «یک مدتی در زمان پیامبر اسلام(ص) در کارهای حکومتی پیامبر بوده. یک مدت هم مثل سایر افراد حدود 25 سال زندگی کرده؛ بدون این که کار حکومتی داشته باشد. پنج سال هم حکومت داشته است.»

«شاید تعبیر صحیح این باشد که ما از آموزه های اخلاقی اشان چه استفاده هایی می توانیم در تربیت بکنیم. اگر بفرمایید که یکی از کارهای او تربیت فرزندان بوده است، درست است؛ اما به کار کلاس داری و آموزش و پرورش اشتغال نداشته است».

باور صدور چنین جملاتی از شما بسیار سخت است، «یک مدت مثل سایر افراد زندگی کرده»، به چه معناست؟ شما بین امامت و خلافت تفاوت قائلید یا خیر؟ ایشان بیست و اندی سال مثل افراد عادی زندگی کرده اند؟ واقعاً شناخت شما از حضرت امیر(علیه السلام ) این مقدار است؟ اگر معتقدید که ایشان در خلال بیست و اندی سال مثل سایر افراد زندگی می کرده اند، در مطالعات خود تجدید نظر بفرمائید.

پاسخ: باید مقام بیان را در سخن اینجانب ملحوظ داشت. من در مقام بیان این بودم که امام علی(ع) به صورت تخصصی به کار تعلیم و تربیت اشتغال نداشته است؛ یعنی یک محیط آموزشی خاصی نساخته بود و به کار تعلیم و تربیت افراد در چنان محیطی نپرداخته بود؛ لذا انتظار طرح مباحث تخصصی تعلیم و تربیت از ایشان بیجاست. به علاوه، نادیده گرفتن واقعیات زندگی امام علی(ع) صحیح نیست. ایشان در بیست و پنج سال خانه نشینی اش مجال و موقعیت مناسبی برای جلب مخاطب و ایراد سخن نداشته است. نهج البلاغه به طور عمده حاصل همان پنج سالی است که ایشان خلافت داشته اند. مراد ما از این که آن حضرت در این مدت مثل سایر افراد زندگی می کرده، این است که مثل سایر افراد حکومت نداشته است؛ نه این که زندگی اش به طور مطلق مثل سایر افراد بوده است. باید در فهم سخن هم مقام بیان را لحاظ کرد و هم قرائن سخن را.

5- این تفاوت که میان اخلاق و تربیت قائل می شوید، بنا به چه تعریفی است؟ ایشان افرادی اعم از خانواده، فرزندان، اصحاب و مردم زمان خویش را تحت تربیت داشته اند. برخی عمومی برخی خصوصی و قطعاً روش ویژه ای داشته اند که ما اگر خواستار تربیت صحیح هستیم هم از نظر روش و هم از نظر محتوای آموزشی باید به ایشان نزدیک شویم.

پاسخ: چنان که عرض شد، سخن ما ناظر به تربیت به معنای علمی و تخصصی اش بود. حتی اخلاق به معنای تخصصی نیز در سخنان امام علی(ع) مطرح نیست. در بیانات ایشان آموزه های تربیتی و اخلاقی به نحو عام و غیر تخصصی به چشم می خورد. ما منکر تربیت کردن افراد از سوی امام علی(ع) نیستیم. آنچه را که ما انکار می کنیم، وجود مباحث تربیتی تخصصی و پیچیده امروزی در نهج البلاغه است. استفاده از آموزه های اخلاقی و تربیتی امام علی(ع) بسیار مطلوب است؛ اما باید توجه داشت که این آموزه های بسیار کلی و عمومی است و جستجوی مباحث تخصصی و پیچیده اخلاقی و تربیتی در سخنان ایشان بیراهه رفتن است.

6- اینکه ایشان به آموزش و پرورش اشتغال داشته اند دروغ نیست، بلکه اعتقادی صحیح و مطابق عقل و نقل است. ایشان بانکداری نکرده اند؛ اما اصول و مبانی ای را که می بایست اقتصاد بر آن استوار باشد، بیان کرده اند. مبانی مانند رعایت عدالت؛ عدم انباشت ثروت نزد عده ای و بسیاری مطالب دیگر که جایش اینجا نیست و هر عمل اقتصادی ای که این اصول را مورد خدشه قرار دهد، باطل است.

پاسخ: باید میان علم و ایدئولوژی تفکیک کرد. علم در مقام کشف هست ها و نیست هاست؛ اما ایدئولوژی به بیان بایدها و نبایدها می پردازد. آموزه های حدیثی و قرآنی به طور عمده ایدئولوژیک است و لذا توقع آموزه های علمی در قرآن و حدیث بیجاست. در علومی مثل اقتصاد بحث از حقایقی است که در روابط اقتصادی حاکم است؛ لذا اتخاذ مبانی علم اقتصاد از قرآن و حدیث امکان ندارد. روابط اقتصادی در دوره معاصر بسیار پیچیده است و با روابط اقتصادی چهارده قرن گذشته قابل قیاس نیست؛ به همین رو، مراجعه به قرآن و حدیث برای مطالعه اقتصاد پیچیده امروزی اشتباه است. در قرآن و حدیث سخنی از علم اقتصاد و دیگر علوم انسانی امروزی نیست. هرگز آموزه های عام اخلاقی مندرج در قرآن و حدیث نمی تواند جایگزین مباحث تخصصی و پیچیده علوم انسانی معاصر بشود.

7- فرموده اید «از کلاس های ایشان خبر ندارید». شما انتظار دارید که حضرت امیر(سلام الله علیه ) بر سر کلاس درس به عنوان استاد حاضر شده و حتماً حضور و غیاب هم بفرمایند این دیگر چگونه استدلالی است؟ به نظر بنده اگر از بند ظواهر خلاص شویم خواهیم دید که تمام زندگی ایشان کلاس درس تربیت به تمام معناست.

پاسخ: چنان که عرض کردم، موضوع سخن ما تربیت به معنای تخصصی و علمی امروزی است؛ نه به معنای عام و کلی. آری، تمام زندگی امام علی(ع) تربیت به معنای عام و کلی است؛ اما تربیت به معنای تخصصی و علمی امروزی نیست؛ لذا ما هم نباید توقع نداشته باشیم که سخنان ایشان ناظر به مباحث تخصصی و پیچیده علوم تربیتی باشد.

8- کسی که به دنبال روش ساختن آبگرمکن در ظواهر قرآن می گردد، نباید تمسخر شود؛ بلکه می بایست اعتقادش اصلاح شود. چرا که وی در اصول اعتقادی مشکلی ندارد و تنها در فروع به اشتباه رفته است. کسانی سزاوار مسخره شدن هستند که آفتاب صلاة ظهر را انکار می کنند و نباید از ملامت ملامت کنندگان ترسید.

پاسخ: در بیان اینجانب تمسخری صورت نگرفته است. نبودن روش کشف آبگرمکن در قرآن مثل آفتاب در هنگام ظهر است و لذا جستجوی آن از سوی هر عاقلی مورد سرزنش است.

9- شما برای بررسی چند متن ساده ای که برای عوام چهارده قرن گذشته گفته شده است دکتری گرفته و می دهید. چه کسی گفته که این جملات فقط برای عوام گفته شده است؟ ظاهراً فراموش کرده اید در میان مخاطبین قرآن و حدیث، معصومین هم قرار دارند. اولین مخاطب قرآن شخص پیامبر است. خود حدیث مفصل بخوان از این مجمل.

پاسخ: تحصیل در رشته علوم قرآن و حدیث هرگز به این منظور نیست و نباید باشد که بخواهیم علوم پیچیده بشری را از آیات و روایات استخراج کنیم. اما هر متنی حتی متون بشری مثل ادبیات و تاریخ نیز در خور مطالعه است. منتها باید از هر دانشی انتظار بیجا نداشت. تردیدی نمی توان داشت که در عصر نزول قرآن و صدور روایات هرگز مباحث پیچیده امروزی مطرح نبوده و دانش های تخصصی معاصر وجود نداشته است؛ لذا نباید توقع داشت که در قرآن و حدیث مباحث تخصصی امروزی مطرح شده باشد. پیامبر اسلام(ص) فرمود: نحن معاشر الانبیاء امرنا ان نکلم الناس علی قدر عقولهم: ما پیامبران دستور داریم، با مردم به اندازه توان عقلی اشان سخن بگوییم. خداوند نیز که خود چنین دستوری را به پیامبران داده، هرگز به گونه ای که خارج از توان عقلی مخاطبان بوده باشد، سخن نگفته است. عرض ما هم این است که آیات قرآن و احادیث معصومین(ع) از جمله سخنان امام علی(ع) خطاب به عوام یعنی کسانی بوده است که به دانشی چون عرفان و فلسفه و علوم تجربی و حتی علوم انسانی آشنایی نداشتند؛ لذا در متون قرآن و حدیث نباید چنین دانش هایی را سراغ گرفت.

10- کسی مدعی نیست که این متون با علم روز برابری می کند؛ بلکه ما معتقدیم این متون فوق علوم بشری است و عقول بشر بدون کمک گرفتن از این متون نه به علوم صحیحه می رسند و نه خواهند رسید. ما حاصل جدایی تمدن ها را از این متون به قول شما ساده دیده ایم. باید از سرنوشت آنها عبرت گرفته و نگذاریم که انحرافات فکری باعث جدایی ما از این متون ساده بشود.

پاسخ: چنین تصوری که متون قرآن و حدیث به لحاظ پیچیدگی و جامعیت، فوق علوم بشری باشد، اشتباه است. به علاوه، بیانات علمی هم سنخ بیانات دینی نیست تا بتوان یکی را جایگزین دیگری کرد یا یکی را مبنای دیگری قرار داد.

11- نکته ی آخر: در پست های قبلی به عرض رساندم که کسی به دنبال جایگزینی آیات قران و احادیث با علوم انسانی نیست؛ بلکه به دنبال اخذ مبانی علوم انسانی از قرآن و حدیث هستند.

پاسخ: به درستی روشن نیست که کدامیک از مبانی علوم انسانی را می توان از قرآن و حدیث اخذ کرد. در علوم انسانی کدام مبنا هست که تنها راه کشفش مراجعه به قرآن و حدیث است؟ ممکن است، گفته می شود، اعتقاد به خدا و قیامت و بعثت انبیاء از سوی خدا برای هدایت بشر و اصول اخلاقی. عرض می شود، مگر تنها راه کشف اینها وحی و متون دینی است؟ مگر جز این است که فلسفه و کلام جزو دانش های بشری است و مگر در چنین علومی از این موضوعات سخن گفته نمی شود؟

البته انکار نمی شود که برخی از آموزه ها وحیانی است و جز از طریق وحی قابل کشف نیست. مثل این که در عالم فرشتگان یا عالم قیامت چه حقایقی هست؛ اما آیا چنین آموزه هایی که وحیانی صرف است، می توانند به عنوان مبانی علوم انسانی مورد بهره برداری قرار بگیرند؟

اردتمند

سید محسن موتورچی