سفارش تبلیغ
صبا ویژن

مدهامّتان: علوم و معارف قرآن و حدیث

رابطه دین و کرونا

نحوه مواجهه دینی در برابر حوادث چگونه باید باشد/
عضو هیئت علمی گروه علوم قرآن و حدیث دانشگاه قم بیان کرد: بر کارکردهای مثبت دین، که با تجارب علمی هماهنگ و قابل اثبات است، تأکید شده و می‌تواند جاذبه داشته باشد؛ اما تأکید بر کارکردهایی مثل شفابخشی دعا یا حل مشکلات طبیعی با دعا که با موارد نقضی روبه‌روست، قابل توصیه نیست، چون چه‌بسا باعث سرخوردگی و دین‌گریزی شود.

جعفر نکونام، عضو هیئت علمی گروه علوم قرآن و حدیث دانشگاه قم، در گفت‌وگو با ایکنا، به ارائه تحلیل در زمینه بروز حوادث و بیماری‌ها و نقش دین در مواجهه با آنها پرداخت و بیان کرد: ارتباط دادن این حوادث و بیماری‌ها با بُعد الهیاتی، دینی و مذهبی کار دشواری است و اگر بخواهیم اینطور تحلیل کنیم که این حوادث در اثر گناهان به وجود می‌آیند، با یکسری تناقض‌ها مواجه می‌شویم.

وی تصریح کرد: مثلاً اگر بنا را بر این بگذاریم که این بلایا بر اثر گناهان صورت می‌گیرد، می‌بینیم که در کشورهایی که مذهبی نیستند و خدا را قبول ندارند و از طرفی جنایاتی هم انجام می‌دهند، گاهی این بلایای طبیعی و بیماری‌ها، در آن کشورها رخ نمی‌دهد. اگر رابطه‌ای بین مجازات الهی و گناه وجود داشته باشد، باید در همه موارد صادق باشد و یک تئوری وقتی صادق است که مورد نقض نداشته باشد.

این عضو هیئت علمی دانشگاه قم افزود: همچنین نباید بگوییم که اگر استغفار کردیم، بلا دفع می‌شود، چون در مواردی می‌بینیم که برای همین رابطه استغفار و دفع بلا نیز موارد نقض وجود دارد. در بسیاری از موارد که کم‌آبی وجود داشت و باران نمی‌بارید، عده‌ای از بزرگان نماز باران می‌خواندند، اما هرگز بارانی نبارید و در نتیجه سرخوردگی دینی به وجود آمد.

نکونام بیان کرد: البته در مواردی نیز دعا مقرون با توفیق بوده است و ما احساس کرده‌ایم وقتی دعا کردیم، شفا یافته‌ایم و یا وقتی نماز باران خواندیم، باران آمده است. اگر بخواهیم تئوری‌پردازی کنیم، این تئوری نباید موارد نقض داشته باشد. دعا چنان فرمول مشخصی ندارد که اگر آن را به کار بزنیم، قطعاً نتیجه بگیریم. گاهی دعا می‌کنیم، اما دعای خود را نتیجه‌بخش نمی‌یابیم.

وی افزود: اگر شما به آب 100 درجه حرارت بدهید، آب به جوش می‌آید، چون فرمولش مشخص است، اما دعا فرمول مشخصی ندارد و لذا بسا اتفاق افتاده است که کسی دعا ‌خوانده که مشکلش حل شود؛ اما حل نشده است. در نتیجه از دین گریزان شده است. در خانواده‌های مذهبی مشاهده می‌شود که گاهی به فرزند خود گفته‌اند که مثلاً اگر می‌خواهی در کنکور قبول شوی، دعا کن و او هم دعا کرده و بعد هم قبول نشده و بعد او از دین سرخورده و گریزان شده است؛ به همین دلیل اظهار می‌شود، گره زدن حوادث طبیعی به دین آفت‌زاست و موجب می‌شود که همین مقدار دیانتی که مردم دارند نیز به کلی از دست برود. شما امروزه ملاحظه می‌کنید که برخی از علما و بزرگان ما که می‌گویند حرم‌های مقدس شفاخانه است مورد تمسخر واقع می‌شوند و حتی میان خود علمای ما نیز چالش رخ داده است. برخی می‌گویند در این موارد باید تابع علم باشیم و وقتی متخصصان پزشکی می‌گویند اجتماعات را تعطیل کنید. ما باید تعطیل کنیم، اما از طرف دیگر برخی می‌گویند تعطیلی حرم‌ها و تجمعات مذهبی هتک حرمت است و نتایج منفی برای دیانت دارد.

این عضو هیئت علمی دانشگاه قم در پاسخ به این پرسش که نحوه مواجهه دینی با این حوادث چگونه باید باشد؟ ابراز کرد: پزشکان می‌گویند که اگر آرامش روانی داشته باشید، می‌توانید ویروس کرونا را شکست دهید. حتی برخی‌ها می‌گویند تأثیر عوامل طبیعی و فیزیکی در ابتلای به ویروس کرونا بسیار اندک است و آنچه تأثیر عمده دارد و بیمار را به مرگ می‌کشاند، این است که بیمار آرامش خود را از دست بدهد و دچار هراس و استرس شود؛ اما اگر به خودش آرامش دهد و بگوید موفق می‌شوم و می‌توانم این بیماری را شکست دهم، بیماری را شکست خواهد داد. کارکرد مثبتی که دین در این زمینه می‌تواند داشته باشد، آرامش‌بخشی به بیمار است. کسی که معتقد و متوکل به خدا و راضی به مقدرات الهی است بهتر می‌تواند بر بیماری‌اش غلبه پیدا کند و به سلامت برسد.

عضو هیئت مؤسس انجمن علوم قرآن و حدیث تصریح کرد: این رویکرد در ادبیات دینی ما نیز چنین مؤیداتی دارد؛ چنان که در زمینه آرامش بخشی دین آمده است: «أَلَا بِذِکْرِ اللَّهِ تَطْمَئِنُّ الْقُلُوبُ؛ یعنی با یاد خدا دل‌ها آرامش می‌یابد». کارکرد دیگر دین، عبارت از بازدارندگی از جرم است. این هم در ادبیات دینی مؤیداتی دارد؛ چنان که آمده است: «إِنَّ الصَّلَاةَ تَنْهَى عَنِ الْفَحْشَاءِ وَالْمُنْکَرِ؛ نماز از کارهای زشت و ناپسند بازمی‌دارد».

صاحب تألیف «درآمدی بر معناشناسی قرآن» بیان کرد: بر کارکردهای مثبت دین، که با تجارب علمی هماهنگ و قابل اثبات است، تأکید شده و می‌تواند جاذبه داشته باشد؛ اما تأکید بر کارکردهایی مثل شفابخشی دعا و یا حل مشکلات طبیعی با دعا که با موارد نقضی روبه‌روست، قابل توصیه نیست؛ چون چه‌بسا باعث سرخوردگی و دین‌گریزی شود.

انتهای پیام


نقد کرسی ترویجی آقای دکتر روح الله نجفی راجع به آیه هفت آل عمران

 

جعفر نکونام:
گروه اندیشه ــ عضو هیئت علمی دانشگاه قم با اشاره به سیاق آیه هفتم سوره آل‌عمران بیان کرد: اینکه عبارت «آیه» در این سوره را که به محکم و متشابه تقسیم شده است، به معنای عبرت بگیریم، خلاف سیاق است و نمی‌تواند صحیح باشد.

به گزارش خبرنگار ایکنا؛ نشست «نگرشی نو به محکم و متشابه»، امروز، 23 آذرماه با حضور جمعی از اساتید دانشگاه و علاقه‌مندان، در دانشکده ادبیات و علوم انسانی دانشگاه خوارزمی برگزار شد که در این نشست ابتدا روح‌الله نجفی، عضو هیئت علمی دانشگاه خوارزمی به ارائه نظریه خود پرداخت که می‌توانید این نظریه را اینجا بخوانید.
 
جعفر نکونام، عضو هیئت علمی گروه قرآن و حدیث دانشگاه قم در این نشست با نقد نظریه روح‌الله نجفی، عضو هیئت علمی دانشگاه خوارزمی بیان کرد: یک واژه می‌تواند معانی متعددی داشته باشد که البته سیاق، در این زمینه تعیین‌کننده است. آقای نجفی، «آیات» را به معنای عبرت‌ها گرفته‌اند، اما سیاق در آیه 7 سوره آل‌عمران این معنا را نمی‌رساند. در مواردی که آیات به معنای عبرت‌ها است، همنشین‌های خاصی وجود دارد که با توجه به آنها می‌توان معنای آیه را عبرت گرفت. برای نمونه زمانی که خداوند اشاره به دیدن آیات الهی می‌کند، در اینجا مراد امور تکوینی و عبرت‌ها است.
 
وی تصریح کرد: اگر در آیه‌ای که خداوند از عبارت «آیه» استفاده می‌کند، عبارت‌هایی نظیر تلاوت وجود داشته باشد، این نیز یک همنشین و قرینه است که ما نمی‌توانیم مراد از «آیه» را عبرت بگیریم. برای نمونه می‌توان به آیات «إِذا تُتْلی عَلَیهِ آیاتُنا قالَ أَساطِیرُ الأَوَّلِینَ»، «کِتابٌ أَنْزَلْناهُ إِلَیْکَ مُبارَکٌ لِیَدَّبَّرُوا آیاتِهِ»، «وَلَوْ جَعَلْنَاهُ قُرْآنًا أَعْجَمِیًّا لَقَالُوا لَوْلَا فُصِّلَتْ آیَاتُهُ» و «مِّنْ أَهْلِ الْکِتَابِ أُمَّةٌ قَائِمَةٌ یَتْلُونَ آیَاتِ اللَّهِ آنَاءَ اللَّیْلِ» اشاره کرد که در این آیات، مراد از «آیه» نمی‌تواند عبرت باشد.
 
این استاد دانشگاه در ادامه افزود: اینکه ایشان «محکمات» را به معنای عبرت‌های واقع شده معنا کرده است، بسیار تکلف‌آمیز است. محکمات که به عنوان صفت برای قرآن باشد، در سوره محمد(ص) داریم که می‌گوید «وَ یَقُولُ الَّذِینَ آمَنُوا لَوْ لا نُزِّلَتْ سُورَةٌ فَإِذا أُنْزِلَتْ سُورَةٌ مُحْکَمَةٌ وَ ذُکِرَ فِیهَا الْقِتالُ ...»، در حقیقت «محکمه» با ذکر قتال عطف شده است و اگر این را در کنار روایات بگذارید که از صحابه و تابعان نقل شده است، می‌بینیم که مراد از آیه محکمه را آیات احکام دانسته‌اند. علت اینکه آیات‌الاحکام به عنوان آیات محکم شمرده شده است نیز این اینکه به این احکام عمل می‌شده و مورد ابتلا بوده است. آیات متشابه نیز مورد ایمان بوده و در روایات آمده است که به محکمات عمل کنید و به متشابهات ایمان آورید. همچنین در این زمینه تلقی گذشتگان که نزدیک به نزول قرآن بودند نیز اهمیت بالایی دارد.
 
وی بیان کرد: بنابراین ما شاهدی نداریم که بخواهیم آیات محکم را به معنای عبرت در نظر بگیریم. نظر بنده این است که آیات محکم، آیات‌الاحکام است و مراد از آیات متشابه، با توجه به سیاقی که آیه 7 سوره آل عمران دارد، آیات قیامت است. در قرآن داریم که متشابه را شبیه نعمت‌های دنیوی گرفته است، چنانکه می‌گوید «قَالُوا هَذَا الَّذِی رُزِقْنَا مِنْ قَبْلُ وَأُتُوا بِهِ مُتَشَابِهًا». بنابراین به اعتبار اینکه نعمت‌های بهشتی را شبیه نعمت‌های دنیا می‌داند، متشابه است، همچنان که در دنیا نیز نعمت‌هایی مانند عسل و ... وجود دارد، در آخرت نیز شبیه نیز هست.
 
نکونام در ادامه با اشاره به معنای «ام‌الکتاب»، تصریح کرد: اینکه بگوییم مراد این است که آیات متشابه را به آیات محکم بازگردانیم، دلالتی ندارد. همچنین در جای دیگر قرآن که «ام الکتاب» آمده، مراد لوح محفوظ است، چنانکه می‌گوید «وَ إِنَّهُ فِی أُمِّ الْکِتَابِ لَدَیْنَا لَعَلِیٌّ حَکِیمٌ» که به معنای بخشی از قرآن نیست. در جای دیگر نیز داریم که «ام» را به «قری» اضافه کرده که منظور مکه است و به قرینه اینکه بعد از آن عبارت «حولها» را دارد، مراد جایی است که مرکزیت داشته باشد.
 
وی بیان کرد: بنابراین ما برگشت متشابه به محکم را نداریم. گفته‌اند که بچه به مادر برگشت می‌کند و از همین رو باید متشابه را به محکم بازگرداند، اما اساساً متشابه به معنای تشبیه و تشبیه یعنی چیزی که روشن است و هیچ نیازی ندارد که برای فهم معنایش به آیه دیگری ارجاع دهیم. متشابه در جای دیگر قرآن هم به معنای آیات قیامت به کار رفته است. خداوند در سوره زمر می‌گوید «اللَّهُ نَزَّلَ أَحْسَنَ الْحَدِیثِ کِتَابًا مُتَشَابِهًا مَثَانِیَ تَقْشَعِرُّ مِنْهُ جُلُودُ الَّذِینَ یَخْشَوْنَ رَبَّهُمْ ثُمَّ تَلِینُ جُلُودُهُمْ وَقُلُوبُهُمْ إِلَى ذِکْرِ اللَّه». در اینجا مراد از کتاب، تمام آن نیست، چون وقتی سوره زمر نازل شد، هنوز نیمی از قرآن نازل نشده بود و در اینجا با توجه به اینکه در آیه بعد اشاره به عذاب کرده است، مراد از متشابه عذاب های اخروی است.
 
نکونام در ادامه بیان کرد: در سوره آل عمران نیز پس از آیه هفتم اشاره دارد که راسخان در علم به خداوند می‌گویند که تو جمع‌کننده مردم در روز قیامت هستی؛ انک جامع الناس لیوم لا ریب فیه؛ بنابراین در سیاق آیه هفت آل عمران، قرینه‌ای هست که دلالت داشته باشد، مراد از متشابه، آیات قیامت است.
 
وی با اشاره به اینکه نمی‌توان «تأویل» را به معنای فرجام گرفت، تصریح کرد: آنچه که در آیات و روایات در مورد تأویل داریم اینکه تأویل را به معنای واقعیت به مصداق خارجی گرفته‌اند. در روایت داریم که تأویل برخی از  آیات قرآن آمده اند که عبارت از همان قصص گذشتگان است که تأویل آن به وقوع پیوسته و تأویل برخی از آیات در آینده می آید که عبارت از همان حوادث قیامت است  و برخی از آیات تأویلشان در خودشان است که عبارت از همان احکام اند. در احکام، از واقعیات و مصادیقی خبر داده نمی شود؛ بلکه انشاء و ایجاد می گردد. اینکه می‌گوید نماز را اقامه کنید، به این معنا نیست که نماز اقامه شد، بلکه می‌خواهد با این امر نماز را ایجاد کند.
 
نکونام در ادامه افزود: مرجع ضمیر در «تأویله» که در آیه هفتم سوره آل عمران آمده، کل قرآن نیست؛ بلکه «ما تشابه»؛ یعنی آیات متشابه قرآن است. تأویل یا مصداق خارجی آیات متشابه را که عبارت از آیات قیامت باشد، هیچ بشری نمی داند و آنها مثل مصداق خارجی آیات قصص نیستند که بشر به آنها آگاهی دارد. بشر هرگز از حقایق اخروی آگاهی ندارد و لذا گفته شده است که «ما یعلم تأویله الا الله؛ تأویل آنها را کسی جز خدا نمی داند. بشر فقط مشابه های دنیوی آنها را آگاه است و این در حالی است که به تصریح آیات و روایات حقایق اخروی هرگز عین حقایق دنیوی نیست.

 


عدم منافات تاریخمندی قرآن با جاودانگی آن

گروه حوزه‌های علمیه: استاد دانشگاه قم با تقریر جدیدی از مسئله اعجاز تاکید کرد: اگر قائل به اعجاز لفظی قرآن کریم هم نباشیم الهی بودن قرآن و نبوت پیامبر(ص) مخدوش نمی‌شود.

جعفر نکونام، استاد دانشگاه قم در گفت‌و‌گو با خبرگزاری بین‌المللی قرآن(ایکنا)، در پاسخ به سؤالی در مورد اینکه ما اگر تاریخمندی قرآن را حتی در یک سطح از آن که نظریه شما هم بر آن است بپذیریم در منافات با اعجاز قرآن قرار خواهد گرفت و آن را زیر سؤال می‌برد، گفت: اگر اعجاز زیر سؤال برود هیچ مشکلی پدید نمی آید؛ چنان که سید مرتضی منکر اعجاز متن قرآن بود.

وی با بیان اینکه سیدمرتضی در زمان خودش، مرجع تام شیعه را داشته است و کم شخصیتی نیست، افزود: ایشان معتقد بود که  متن قرآن، معجزه نیست و همه وجوه بیان شده برای اعجاز را رد کرده و کتابی با عنوان «الموضح عن جهت الاعجاز القرآن» را هم در این مورد نوشته است.

نکونام با بیان اینکه وی معتقد است که نظم و فصاحت و بلاغت قرآن، معجزه نیست. وی گفته است که فصاحت و بلاغت را عرب از ابتدا داشته است و چیزی نبوده که در قرآن به ظهور رسیده باشد. فصاحت و بلاغت یعنی رسایی و شیوایی بیان که اعراب نیز وقتی با هم حرف می‌زدند، طوری سخن نمی‌گفتند که حرف هم را نفهمند و قرآن نیز طبق عرف مردم در آن دوره عمل کرده است و مانند عرب، به طور فصیح و بلیغ سخن گفته است.

این استاد دانشگاه اظهار کرد: قرآن برای هدایت انسان نازل شده و اگر طوری حرف می‌زد که مردم نفهمند، بُعد هدایت قرآن، مختل می‌شد.

و نظم قرآن نیز قطعا در خطابه ها و اشعار عرب وجود داشته و پدید آوردن یک نظم جدید هم معجزه تلقی نمی شود.مثلا کسی مانند نیما یوشیج که نظم جدیدی در شعر ایجاد کرد آیا معجزه کرده است؟.

وی تاکید کرد: البته صداقت پیامبر (ص) و امین بودن وی برای اثبات حرفش کافی بوده است و بیانات پیامبر (ص) مستقلا حجیت دارد؛ اینکه پیامبر فرمود: بت‌ها را نپرستید و به یتیمان برسید و کار زشت انجام ندهید سوای از تاکید قرآن، خود سخن وی، حق است و از سوی فردی بیان شده است که در طول زندگی صداقت و امانت وی قابل اثبات است.

نکونام در پاسخ به این سؤال که این سخن شما این مسئله را به ذهن متبادر می‌کند که سطح کلام قرآن با کلام بشر آن دوره یکی است؟ بیان کرد: اگر سطح کلام خدا با کلام بشر همسطح نبود چگونه امکان فهم آن برای مردم وجود داشت؛ اگر علم الهی به الفاظ عربی در نمی‌آمد، مردم چگونه باید آن را درک کنند؛ بنابراین خدا باید پیام خو را قالب زبان و بیانی قابل درک ارائه دهد.

وی افزود: امام باقر (ع) فرمود: هر کسی معتقد باشد که قرآن، مبهم است هم خودش و هم مردم را هلاک کرده است؛ اگر قرآن با زبانی غیر رسا عنوان شده باشد بعد هدایتگری مختل است.

وی در پاسخ به این سؤال که شما معتقد هستید که الفاظ قرآن، لزوما معجزه نیستند، ولی اگر از لایه ظاهر بگذریم چه وضعی می‌یابند اظهار کرد: ما اصلا حق نداریم که قر آن را تاویل کنیم؛ زیرا تاویل همان تفسیر به رای است و همین ظاهر، مراد بوده است؛ ظاهر همان معنایی است که به ذهن سبقت می‌جوید؛ ما اگر مطلبی را بگوییم و معنای ظاهر را قصد نکنیم خلاف بلاغت است.

نکونام در پاسخ به این سؤال که اگر بیانی از معصوم (ع) در ذیل آیه داشته باشیم آیا باز هم تفسیر به رای است؟ بیان کرد: تفسیر و برداشت ما متکی به روایت نمی‌تواند باشد، زیرا خود قرآن بالذات باید پیام روشن و فصیح و بلیغی داشته باشد و القای مقصود کند؛ اگر معتقد باشیم قرآن قابل فهم نیست و سخن ائمه باید آن را بیان کند، شان قرآن را تنزل داده‌ایم؛ یعنی نعوذبالله قرآن، هدایت‌کننده نیست و خداوند نمی‌دانسته چگونه سخن بگوید که مردم پیام او را درک کنند، ولی ائمه (ع) می‌دانسته‌اند.

عدم باور به اعجاز، نافی الهی بودن قرآن نیست

این استاد دانشگاه قم در پاسخ به این سؤال که در تعریف سیدمرتضی، آیا الفاظ مراد است یا معرفت قرآنی مانند اخبار غیبی؟ اظهار کرد: اخبار به غیب ربطی به زبان قرآن ندارد و می‌تواند در حدیث پیامبر و یا در میان برخی افراد عادی هم که گاهی پیش‌بینی می‌کنند باشد؛ ما نمی‌توانیم بگوییم زبان قرآن، معجزه است که سیدمرتضی نیز آن را بیان کرده است.

وی در پاسخ به این سؤال که این سخن شما در تنافی با تحدی هم هست گفت: سیدمرتضی در بحث تحدی گفته است که خداوند جلوی مردم را گرفته است، یعنی در واقع نظریه «صرفه» را عنوان می‌کند.

استاد دانشگاه قم در پاسخ به این سؤال که پس چرا خدا تحدی کرده است بیان کرد: پیامبر، آموزه‌هایی آورده که مخالف عقاید مشرکان در آن دوره بوده است؛ از بت‌پرستی و شرک و ظلم نهی کرده است؛ بنابراین مشرکان اگر بخواهند در حیطه همان باور‌های خود حرفی بزنند و شعری بگویند و متنی بیاورند، در طول تاریخ قبل از اسلام آورده‌اند و حتی افراد زیادی را به خود و عقایدشان جلب کرده‌اند و به تحسین واداشته‌اند و اصولا اعتقادی به پیامبر و آموزه‌های او نداشته‌اند که بخواهند وارد حیطه تحدی شوند.

نکونام در پاسخ به این سؤال که پس شما معتقدید که آنان کلامی در درجه فصاحت و بلاغت قرآن آورده‌اند اظهار کرد: فصاحت و بلاغت، در علوم بلاغی تعریف شده که باید عاری از الفاظ نامفهوم و مغلق باشد و از الفاظ مانوس استفاده شود و تکلف و ... در آن نباشد؛ یا مفردات در کنار هم رسا باشد و بلاغت نیز یعنی شفاف و قابل فهم باشد؛ مگر مردم شفاف و قابل فهم با هم حرف نمی‌زدند؛ این وجود داشته و طوری نبوده که خداوند قرآن را نازل کند تا مردم از این الفاظ بخواهند رها شوند.

این استاد دانشگاه عنوان کرد: بنابراین نمی‌توان گفت: مردم قلمبه و سلمبه با هم حرف می‌زده‌اند و مقاصد یکدیگر را درک نمی‌کردند و رعایت مقتضای هم را نداشتند؛ این سخن غلط است و نمی‌توان گفت که قرآن فصاحت و بلاغت را داشته و سخن مردم عرب، نداشته است.

وی در پاسخ به این سؤال که نپذیرفتن اعجاز قرآن آیا مخل قدسی و الهی بودن قرآن نیست تاکید کرد: به هیچ وجه؛ ما اگر به صداقت پیامبر باور داریم که داریم و گزارشات تاریخی نیز آن را به خوبی تایید می‌کند؛ وقتی ایشان مدعی است که قرآن به پیامبر القاء شد و سخن او نیست همین مقدار برای باور ما کافی است.

وی ادامه داد: البته کسانی که نمی‌خواهند این باور را داشته باشند هر کاری هم بکنیم باور نخواهند کرد؛ معجزه مانند انبیاء گذشته هم بیاورد باز هم قبول نخواهند کرد؛ خود آیات فرموده که اگر مستقیما از آسمان هم نوشته‌ای آورده شود باز هم این افراد کافر و منکر، قبول نخواهند کرد.

نکونام بیان کرد: این افراد همان طور که برخی از مردم دوره موسی و عیسی (ع) معجزات ایشان را قبول نکرده و آن را افسانه و سحر و جادو دانستند در مورد پیامبر ما نیز همین حکم را می‌دهند؛ در حالی که اگر انصاف و مروت باشد همان صداقت پیامبر (ص) برای اثبات نبوت و اثبات الهی بودن قرآن، کافی است.

وی افزود: پیامبر به معجزات اقتراحی تن نمی‌دادند، زیرا می‌دانستند که هرقدر هم از این دسته معجزات برای مشرکان بیاورد آنان قبول نکرده و باور نمی‌کنند.

این استاد دانشگاه در پاسخ به این سؤال که آیا اعتقاد به عصری بودن قرآن در تضاد با جامعیت و جاودانگی آن نیست اظهار کرد: آیا شما منکر این هستید که حضرت علی (ع) خطاب به مردم کوفه خطابه سر می‌داده است؟ آیا خطاب به همه مردم جهان بوده است؟ ولی آیا ما کار اشتباهی می‌کنیم که از خطبه‌های ایشان استفاده می‌کنیم؟.

نکونام در پاسخ به این سؤال که قرآن قرار است تا قیامت، کتاب آسمانی بشر باشد، ولی نهج‌البلاغه این طور نیست گفت: ما اگر از باب تاریخی به این مسئله بنگریم، در این بعد تفاوتی میان قرآن و غیر آن ندارد؛ مخاطب قرآن کسانی بوده‌اند که در هنگام نزول، حاضر و شاهد بوده‌اند، ولی استفاده از این متون منحصر به آن دوره نیست و هر کسی در هر عصر و دوره‌ای به آن مراجعه کند مشمول هدایت می‌شود، ولی بخشی از این متون دینی، در دوره کنونی کارایی ندارد.

وی اظهار کرد: مثلا احکام برده داری در قرآن و روایات آمده است، ولی این موضوع، چون تقریبا منسوخ شده کاربردی ندارد؛ آیت الله معرفت فرموده اسلام خواسته برده‌داری نسخ شود لذا تمهید و مقدمه‌چینی کرده و این کار انجام شده، ولی امروز این موضوع برداشته شده است.

نکونام عنوان کرد: البته برخی معتقدند که این آیات ممکن است در مقطعی مجددا کاربرد خود را داشته باشد، ولی طبق شرایط کنونی، برخی آیات کاربرد دوره نزول را ندارد؛ البته اعتقاد به این مسئله لطمه به جاودانگی نمی‌زند، زیرا سخن حق جاودانه است، ولی ممکن است در عصری مبتلا به باشد، ولی در دوره دیگری مورد توجه نباشد همان طور که در مورد «نسیء» نیز این مسئله صدق دارد البته اگر بخواهیم الغای خصوصیت کنیم که بنده با آن موافق هستم بحث متفاوتی خواهد داشت.

وی در تفاوت میان تاویل و الغای خصوصیت نیز گفت: در الغای خصوصیت، معنای مراد شده با ظاهر آیات ملازمه دارد، ولی در تاویل، معنا بر خلاف ظاهر، حمل شده است.