مدهامّتان: علوم و معارف قرآن و حديث

   RSS  |   خانه |   شناسنامه |   پست الكترونيك |  پارسي بلاگ

   1   2   3   4      >

+ نگاهي به مقالات

   




منظور از «إقرأ» در سوره مبارکه «علق» قرائت نماز است

گروه انديشه: منظور از «إقرأ» در سوره مبارکه «علق»، قرائت نماز است و اين سوره هنگامي نازل شده است که نماز به رسول خدا(ص) تعليم داده شده بود.







دکتر جعفر نکونام

به گزارش خبرگزاري قرآني ايران (ايکنا)، دکتر «جعفر نکونام»، عضو هيئت علمي دانشگاه قم، مقالات قرآني زيادي را تا به حال به رشته تحرير درآورده است. از اين رو سرويس انديشه و علم ايکنا در اين رابطه گفت‌وگويي را با دکتر نکونام انجام داده تا وي به توضيح نظريات بنيادي و پردامنه خود در اين مقالات بپردازد. لازم به ذکر است که مقالات ياد شده در اين مصاحبه تنها بخشي از تحقيقات ايشان است.


مقاله «بررسي جديدترين نظريه در زمينه ترتيب آيه‌ها» يکي از مقالاتي است که دکتر نکونام نوشته است. اين محقق علوم قرآني در مورد اين مقاله گفت: در اين مقاله ترتيب آيه‌ها در سور موافق نزول است. علامه طباطبايي بر اين نظر است که اگر در مصحف موجود آياتي برخلاف نزول يافت شود، بايد آن را به صحابه نسبت دهيم‌. منتهي دشوار بتوان آياتي را در مصحف موجود يافت که برخلاف نزول جاي‌گذاري شده باشند.


عضو هيئت مديره انجمن علوم قرآن و حديث ايران، در رابطه با مقاله ديگر خود با عنوان ‌«زبان قرآن؛ گفتاري يا نوشتاري» تصريح کرد: در اين مقاله نظريه «گفتاري بودن زبان قرآن» مورد بررسي و تأييد قرار گرفته است. مراد از گفتاري بودن زبان قرآن اين است که سوره‌هاي قرآن نظير خطبه‌هاي نهج‌البلاغه است‌، نه مانند ابواب يک کتاب‌.


نويسنده کتاب «درآمدي بر تاريخ‌گذاري قرآن»، مقاله «تفسير سوره علق در بستر تاريخي» را ديگر تحقيق خود عنوان کرد و افزود: در اين مقاله ثابت شده است که منظور از «إقرأ» قرائت نماز است و اين سوره هنگامي نازل شده است که نماز به رسول خدا(ص) تعليم داده شده بود.


وي در ادامه توضيحات خود اظهار کرد: خداوند در سوره مبارکه «علق» ضمن دستور دادن به رسول خدا(ص) بر ادامه نمازگزاردن در کنار خانه کعبه به ابوجهل و انجمن او از سران مشرک قريش هشدار مي‌دهد که اگر از منع کردن رسول خدا(ص) باز نايستند، آن‌ها را عذاب خواهد کرد.


مقاله «روش تفسير ظاهر قرآن» ديگر تحقيقي است که نکونام در مورد آن سخن گفت و اظهار کرد: در اين مقاله مراد ما از ظاهر، همان معناي معهودي است که عرب حجاز در عصر نزول قرآن از آيات قرآن درک مي‌کرد و به اين ترتيب مقصود از تفسير ظاهر قرآن بيان همان معناي مورد توجه آن مردم است.







 نکونام:
مقصود از قراين حالي يا مقامي معهوداتي است که مخاطبان قرآن نسبت به امور فراتر از الفاظ آيات داشتند؛ مانند‌: شأن متکلم‌، شخصيت مخاطب‌، شخصيت متکلم، جغرافياي نزول و زمان نزول. با اين روش تفسير بسياري از آيه‌هايي که تفسير آن‌ها دشوار به نظر مي‌رسد، قابل فهم و تفسيرخواهند شد‌

عضو هيئت علمي دانشگاه قم با بيان اين مطلب که تلقي ما اين است که همان معنا مراد خدواند است، تصريح کرد: بنابراين به نظر ما هيچ تغايري ميان مراد خدا از کلامش و مفاهيم عرب حجاز عصر نزول قرآن وجود ندارد. روش کشف مراد خداوند در آيات قرآن اين است که به تمام قراين همراه آيات اعم از قراين حالي و مقالي توجه شود.


نکونام با ابراز تأسف از اين‌که از ديرباز در تفسيرها بيشتر به قراين لفظي توجه شده و چندان به قراين حالي آيات بذل توجه نشده است‌، يادآور شد: چنان‌که آشکار است، مراد از قراين لفظي، صدر و ذيل آيات و به عبارت ديگر، سياق آيات و نيز آيات متحدالموضوعي است که در مواضع ديگر قرآن وجود دارد. گاهي از سياق به قراين لفظي متصل و از آيات متحدالموضوع به قراين لفظي منفصل تعبير مي‌شود.


وي در توضيح قراين حالي يا مقامي افزود: مقصود از قراين حالي يا مقامي معهوداتي است که مخاطبان قرآن نسبت به امور فراتر از الفاظ آيات داشتند؛ مانند‌: شأن متکلم‌، شخصيت مخاطب‌، شخصيت متکلم و جغرافياي نزول و زمان نزول. با اين روش تفسير بسياري از آيه‌هايي که تفسير آن‌ها دشوار به نظر مي‌رسد، قابل فهم و تفسير خواهند شد‌.


وي در پايان سخنانش با اشاره به مقاله «روش تفسير باطن قرآن»، خاطرنشان کرد: در اين مقاله، سخن از اين رفته است که باطن قرآن عبارت از مفاهيمي است که با معناي ظاهري و عرفي آيات قرآن ملازمه منطقي دارد و بنابراين روش تفسير باطن قرآن اخذ ملازمات منطقي آيات قرآن اعم از ملازمات بيّن و غير بيّن است. به اين ترتيب مفاهيمي که هيچ ملازمه منطقي با معناي ظاهري و عرفي آيات قرآن ندارند و از قبيل تداعي معاني شمرده مي‌شوند، قابل انتساب به آيات قرآن نيستند.


   
  نويسنده: جعفر نکونام نظراهاي شما ( )  (يکشنبه 20/5/1387 ساعت 6:25 صبح)

+ مدخلي بر تفسير تاريخي قرآن

   




«درآمدي بر تاريخ‌گذاري قرآن» مدخلي بر تفسير تاريخي قرآن است

گروه انديشه: غرض از تأليف «درآمدي بر تاريخ‌گذاري قرآن»، اين بود که اين کتاب مدخلي براي تفسير تاريخي قرآن باشد و در پي آن به همان مقاصد اصيل و اوليه‌اي که مخاطبان اصلي قرآن درک مي‌کردند، دست پيدا کنيم.








دکتر «جعفر نکونام»، دکتراي علوم قرآن و حديث، عضو هيئت مديره انجمن علوم قرآن و حديث ايران و معاون مدير گروه علوم قرآن و حديث دانشگاه قم، در گفت‌وگو با سرويس انديشه و علم خبرگزاري قرآني ايران (ايکنا)، در مورد تاريخ‌‌گذاري قرآن گفت: در کتاب «پژوهشي در مصحف امام علي(ع)» با مؤيدها و شاهدهاي متعدد، ثابت کردم ترتيب مصحف آن حضرت(ع) موافق نزول است و اين امر با اشاره رسول خدا(ص) صورت پذيرفته است که به موجب آن ترتيب مصحف موجود توقيفي و مورد تأييد رسول خدا(ص) دانسته نمي‌شود.


عضو هيئت علمي دانشگاه قم اظهار کرد: در کتاب «درآمدي بر تاريخ‌‌گذاري قرآن» که به واقع ادامه اثر «پژوهشي درباره مصحف امام علي(ع)» تلقي مي‌شود، ديدگاه‌هاي نو و متعددي مطرح شده که پاره‌اي از آن‌ها در فصل «مباني تاريخ‌گذاري قرآن» آمده است‌.


نکونام يکي از ديدگاه‌هاي نو در اين اثر را «عرفي بودن زبان قرآن» دانست و گفت: قرآن به زبان عرف عام عرب حجاز عصر رسول خدا(ص) نازل شده است و لذا بايد در تفسير و تاريخ‌گذاري قرآن به قواعد حاکم بر چنين زباني توجه داشت. از جمله قواعد آن لزوم تام بودن معناي هر واحد نزول و نيز صلاحيت لفظ آغاز هر واحد نزول براي ابتداي کلام است. براساس آن، آياتي که مفيد معناي تامي نيستند يا لفظ آغاز آن‌ها مطلوب براي ابتداي کلام نيست، نمي‌تواند نزول مستقل داشته باشد.


عضو هيئت مديره انجمن علوم قرآن و حديث ايران يکي ديگر از آن مباني را «گفتاري بودن زبان قرآن» عنوان کرد و افزود: گفتاري بودن زبان قرآن به اين معناست که سوره‌هاي قرآن به منزله خطبه‌هاي يک خطيب خردمند و سخنور است که به تناسب شرايط تاريخي خاص خود ايراد شده‌اند. از رهگذر چنين ديدگاهي بسياري از مشکلات قرآن را مي‌‌توانيم حل کنيم که آن از جمله آيه‌هاي معترضه‌اي است که هيچ‌گونه ارتباطي با آيه قبل و بعد خود ندارند.


عضو هيئت علمي دانشکده الهيات و معارف دانشگاه قم تصريح کرد: هم‌چنين از هم ‌گسيختگي ظاهري‌اي که در بسياري از سوره‌هاي قرآن به چشم مي‌خورد، براساس اين ديدگاه توجيه مناسبي پيدا مي‌کند. به موجب اين ديدگاه آيات سوره‌ها بيش از آن‌که تناسب سياقي؛ يعني تناسب صدر و ذيل داشته باشند، تناسب موقعيتي؛ يعني تناسب با شرايط تاريخي خاص خود دارند. آيات سوره‌ها ممکن است از هم‌ گسيخته باشند، اما از شرايط تاريخي خاص خود گسيخته نيستند، بنابراين رشته پيوند آيات سوره‌ها را نبايد در سياق؛ يعني صدر و ذيل جست‌وجو کرد، بلکه بايد در شرايط تاريخي زمان و مکان نزول آن جست‌وجو کرد.







 نکونام:
ضرورت تحقيق درباره «ترتيب نزول قرآن» از آن‌جاست که اگر بخواهيم قرآن را در بستر تاريخي و بدون تفسير به رأي بفهميم، لازم است قرآن را به همان ترتيبي که طي 23 سال بر پيامبر(ص) نازل شده است، مطالعه کنيم‌

اين دکتراي علوم قرآن و حديث «انصراف الفاظ عام و مطلق قرآن به موارد عصر نزول» را مبناي ديگري در اين اثر دانست و گفت: درست برخلاف آن‌چه در مباحث الفاظ اصول فقه مطرح شده است ـ که در الفاظ عام اصل بر عموم و در الفاظ مطلق اصل بر اطلاق است، مگر اين که قرينه‌اي برخلاف آن وجود داشته باشد ـ ما بر اين باوريم که واقعيـت امر، عکس اين است؛ يعني اصل بر اين است که الفاظ عام و مطلق قرآن عموم و اطلاق ندارد، بلکه به موارد عصر نزول قرآن اختصاص و انصراف دارد، مگر اين‌که قرينه‌اي برخلاف آن همراه يا قبل از نزول آن الفاظ موجود باشد. جهت آن، اين است که زبان قرآن عرفي ـ گفتاري است و در زبان عرفي ـ گفتاري الفاظ عام و مطلق عموم و اطلاق ندارد، بلکه به موارد زمان و مکان تکلم انصراف و اختصاص دارد.


دکتر نکونام در توضيح ضرورت شکل‌گيري تحقيقات خود و نوآمدهاي نوي آن‌ها عنوان کرد: ضرورت تحقيق درباره «ترتيب نزول قرآن» از آن‌جاست که اگر بخواهيم قرآن را در بستر تاريخي و بدون تفسير به رأي بفهميم، لازم است قرآن را به همان ترتيبي که طي 23 سال بر پيامبر(ص) نازل شده است، مطالعه کنيم‌.


وي در پايان سخنانش اظهار کرد: بنابر همين ضرورت بود که مصحف امام علي(ع) به عنوان مصحفي که به «ترتيب نزول» تدوين شده است، مورد مطالعه و تحقيق قرار گرفت و حاصل اين مطالعه و تحقيق به صورت اثري به نام «پژوهشي در مصحف امام علي(ع)» درآمد. ما در اين اثر بيشتر موافق نزول بودن آن مصحف را مورد بررسي قرار داده‌ايم و در اين زمينه به سؤالات گوناگون پاسخ گفته‌ايم.


نويسنده کتاب «پژوهشي در مصحف امام علي(ع)» خاطرنشان کرد: پس از آن پيشينه، مباني، منابع و دشواري‌هاي تاريخ‌گذاري قرآن بررسي شد و از رهگذر آن اثر «درآمدي بر تاريخ گذاري قرآن» فراهم شد. غرض از تأليف اين اثر اين بود که مدخلي براي تفسير تاريخي قرآن باشد و در پي آن يکايک سوره‌هاي قرآن در همان بستر تاريخي‌اش که نازل شده است، مورد مطالعه قرار بگيرد و به همان مقاصد اصيل و اوليه‌اي که مخاطبان اصلي قرآن درک مي‌کردند، دست پيدا کنيم.


   
  نويسنده: جعفر نکونام نظراهاي شما ( )  (سه‏شنبه 1/5/1387 ساعت 6:49 صبح)

+ نقد پايان‏نامه: بررسي روش‏شناسي تفسير احسن الحديث

   

بررسي روش‌شناسي تفسير احسن الحديث، آزاده ميراحمدي، کارشناسي ارشد علوم قرآن و حديث، استاد راهنما: دکتر محمد علي تجري، استاد مشاور: دکتر محمد جواد نجفي، دانشگاه قم، 1387


اين پايان‌نامه مشتمل بر سه فصل به اين قرار است: فصل اول، کليات: زندگي‌نامه، اساتيد، آثار قرآني، ديگر آثار؛ منابع تفسير احسن الحديث(تفسيري، حديثي، لغوي)، توصيف مختصر تفسير احسن الحديث(1-19)؛ فصل دوم، مباني، روش و گرايش تفسيري احسن الحديث: تفسير، تأويل، مباني تفسيري احسن الحديث: حجيت ظواهر قرآن، بواطن قرآن، وحياني بودن الفاظ قرآن؛ روش تفسيري احسن الحديث: استناد به قرآن، استناد به سياق، استناد به سياق مشابه، استناد به روايات(در مصداق آيه، در استنباط حکم فقهي آيه، در تفصيل و تبيين آيه)، قواعد ادبي – زباني: لغت، صرف و نحو؛ گرايش تفسيري احسن الحديث: جهت گيري هدايتي – تربيتي، جهت گيري علمي، جهت گيري اجتماعي(ص19-56)؛ فصل سوم، مباحث علوم قرآني در احسن الحديث: اعجاز قرآن، تحريف‌ناپذيري قرآن، محکم و متشابه، نسخ در قرآن(ص56-81).


* نويسنده موضوع پايان‌نامه را در فصل کليات تعريف نکرده و توضيح نداده است که مراد او از «بررسي روش‌شناسي تفسير احسن الحديث» چيست و اين امر موجب شده است که بسياري از مطالبي را که خارج از موضوع است، در پايان‌نامه بياورد. نويسنده در فصل دوم ذيل عنوان «روش تفسيري احسن الحديث» روش تفسير را تعريف کرده و مراد از آن را نوع منابعي دانسته است که مفسر در تفسير قرآن از آنها استفاده مي‌کند(ص33).


علاوه بر اين که ترکيب «بررسي روش‌شناسي» حشو است. «بررسي» و «شناسي» به يک معناست و يکي از آن دو زايد است. به علاوه اگر قصد بر اين است که نوع بررسي در عنوان مشخص شود، بايد به جاي «روش‌شناسي» عبارت «روش‌شناختي» مي‌آمد.


* از پايان‌نامه 85 صفحه‌اي تنها 13 صفحه آن مربوط به موضوع است و آن عبارت از مطالبي است که ذيل عنوان «روش‌ تفسيري احسن الحديث» طي صفحات 33-45 آورده است و بقيه آن خارج از موضوع پايان‌نامه به شمار مي‌رود.


* نويسنده ذيل عنوان «نگاهي کلي به شيوه تفسيري احسن الحديث» از ترتيب مطالب اين تفسير سخن گفته است(ص17). در اينجا مشخص نکرده است که مرادش از «روش‌شناسي تفسير احسن الحديث» نيز همين معناست يا نه.


* نويسنده در فصل دوم، روش‌ها تفسير را از مباني و گرايش‌هاي تفسيري متمايز ساخته است(ص19). بنابراين پرداختن به مباني و گرايش‌هاي تفسير احسن الحديث در اين پايان‌نامه با عنوان «روش‌شناسي تفسير احسن الحديث» خروج موضوعي به شمار مي‌رود و اگر قصد بر اين بوده است که در آن از اين مباحث هم سخن برود، لازم بود، عنوان تغيير پيدا کند، اين‌‌‌چنين: مباني، روش‌ها و گرايش‌هاي احسن الحديث.


فصل سوم، با عنوان «علوم قرآني در تفسير احسن الحديث» نيز خروج موضوعي است. به اين ترتيب، عنوان پايان‌نامه اخص از مباحث آن است و عنواني که بتواند همه مباحث پايان‌نامه را پوشش دهد، «پژوهشي در تفسير احسن الحديث» و بلکه «قريشي و تفسير او» است.


* در پايان‌نامه کلي‌گويي‌هاي بي‌ثمري صورت گرفته است. نويسنده براي هر مبحثي يک مدخلي کلي آورده است که هيچ ضرورتي براي طرح آن وجود ندارد. براي مثال آنجا که خواسته است «تحريف‌ناپذيري قرآن» را از نظر قريشي بيان کند، به موضوعاتي چون «مفهوم تحريف از ديدگاه لغويان»، «تحريف در اصطلاح»، «اقسام تحريف» و «دلايل و شواهد تحريف‌ناپذيري قرآن»(ص63-68) پرداخته است. يعني شش صفحه را به مطالبي کلي اختصاص داده و پس از آن به بررسي ديدگاه قريشي در اين زمينه اهتمام ورزيده است. البته آنچه را نيز که ذيل اين عنوان آورده است، اختصاصي نيست و نظير مطالبي است که در ساير تفاسير شيعي آمده است.


* ايراد کلي ديگري که در طرح مطالب اين پايان‌نامه به چشم مي‌خورد، اين است که توصيف است و نه انتقادي. هيچ موردي که نويسنده بر مطالب قريشي نقدي وارد کرده باشد، به چشم نمي‌خورد.


* معرّف هر تفسيري اختصاصات آن است و نه مشترکات آن با ساير تفاسير. اين در حالي است که در اين پايان‌نامه تقريباً به مشترکات پرداخته است.


* در صفحه‌آرايي «مقدمه» پايان‌نامه با سرصفحه «فصل اول- کليات» آمده است.


*فصل اول بدون مقدمه به دو بخش تقسيم شده است و هيچ توضيحي نه قبل از عنوان «بخش اول» آمده و نه بعد از آن؛ حال آن که شروع بي مقدمه و آوردن دو عنوان بر روي هم بدون توضيحي هرچند کوتاه در ميان آنها پسنديده نيست. عنواني نيز براي بخش اول ذکر نشده است. اين بخش درباره زندگي و آثار قريشي است و لذا چنين عنواني براي آن لازم بود.


* ذيل عنوان «زندگي نامه» بدون هيچ توضيحي از خود متن خودنوشت زندگي نامه قريشي آمده است، به اين عبارت: سيد علي اکبر، اينجانب سيد علي اکبر قريشي....(ص4)؛ حال که لااقل در حد يک سطر لازم بود، توضيحي آورده شود، نظير اين که زندگي‌نامه آقاي قريشي به قلم خودش چنين است.


* بخش دوم فصل اول به مانند بخش اولش، نه عنوان دارد و نه مقدمه‌. در اين بخش هم منابع تفسيري احسن الحديث و هم توضيحي درباره آن آمده است. لذا عنوان مناسبي براي آن نمي‌توان مشخص کرد.(ص8)


* درمواردي عنوان بالاي پاراگراف به صورت جمله آمده است که نادرست است؛ مانند: «منابع تفسيري تفسير احسن الحديث از اين قرار است:»(ص8).


* گويا در صفحه 9 افتادگي وجود دارد. در توضيح مقايسه اي مجمع البيان و احسن الحديث دو قسمت الف و ج آمده است و قسمت ب مشخص نيست.


* اساساً ذکر منابع تفسيري احسن الحديث و حتي زندگي‌نامه و آثار او چه ضرورتي دارد و چه کمکي به روشن کردن روش تفسيري او کمک مي‌کند؟ اگر عنوان پايان‌نامه «قريشي و تفسير او» بود، چنين مطالبي وجاهت داشت؛ اما با عنوان «روش تفسيري تفسير احسن الحديث» بي‌وجه و حشو تلقي مي‌شود.


* توضيحات مربوط به منابع تفسيري نيز ناقص است. براي مثال نويسنده هيچ روشن نکرده است که آيا قريشي از مباحث قرائت مجمع البيان نيز استفاده کرده است يا نه؟


نيز اين توضيحات گاهي بي ربط است. براي مثال نخست مطالبي را درباره روح از تفسير الميزان آورده و بعد مطالبي را از تفسير احسن الحديث؛ بدون اين نشان بدهد، در کجا تفسير احسن الحديث از تفسير الميزان استفاده کرده است(ص11).


* نويسنده در معرفي منابع تفسيري احسن الحديث يکسان عمل نکرده است: برخي از منابع را به تفصيل معرفي کرده و نمونه‌اي از مطالب آنها را آورده است؛ اما در برخي از موارد مثل منابع حديثي و لغوي تنها به ذکر عنوان آنها بسنده کرده است(ص16).


* نويسنده معرفي تفسير احسن الحديث را بعد از ذکر منابع تفسيري آن آورده است(ص17)؛ حال که لازم است، بر آن مقدم باشد.


* نويسنده قبل از پرداختن به مباني تفسيري احسن الحديث از دو مصطلح «تفسير» و «تأويل» و تفاوت ميان آن دو سخن گفته و هشت صفحه به آن اختصاص داده است(ص19-26)؛ حال آن که ضرورتي براي طرح آن ديده نمي‌شود و اگر هم ضرورتي براي طرح آن باشد، جايش اينجا نيست و بايد در فصل کليات بيايد.


* در خصوص مباني تفسيري آنچه که اهميت دارد، مباني اختصاصي است و گرنه بيان مباني مشهور شيعه به عنوان مباني تفسير احسن الحديث بي‌فايده است(ص26 به بعد.


*نويسنده در بسياري از مباحث مطالب را به گونه‌اي طرح کرده است که گويا موضوع بحث او ربطي به تفسير قريشي ندارد. نک: استناد به قرآن(ص33-35).


* آوردن مباحثي ذيل عنوان «سياق» و سپس مباحثي ذيل عنوان «سياق مشابه» غلط‌انداز است(ص35-36). چون مراد نويسنده از سياق مشابه همان آيات متحد الموضوع است و اصطلاح سياق مشابه براي آن مأنوس نيست.


* يک سؤال کلي که درباره اين پايان‌نامه قابل طرح است، اين است که تفسير قريشي چه اختصاصاتي دارد و گرنه بيان ويژگي‌هايي که با ساير تفاسير شيعه مشترک است، چه ضرورت و فايده‌اي دارد؟


* نويسنده باطن قرآن را عبارت معناي گسترده‌اي دانسته است که در پس ظاهر قرآن است و هيچ مشخص نکرده است که چه نسبتي ميان آن دو است و به نقل از قريشي آورده است: در آيات « مَرَجَ الْبَحْرَيْنِ يَلْتَقِيانِ (19) بَيْنَهُما بَرْزَخٌ لا يَبْغِيانِ (20) فَبِأَيِّ آلاءِ رَبِّکُما تُکَذِّبانِ (21) يَخْرُجُ مِنْهُمَا اللُّؤْلُؤُ وَ الْمَرْجانُ (22)» مراد از بحرين علي و فاطمه و مقصود از برزخ رسول خدا و منظور از لؤلؤ و مرجان حسنين است. اين در حالي است که هيچ ربط منطقي ميان ظاهر آيه و اين موارد نيست(ص31 و ص40). يا به نقل از او آورده است که در آيات « وَ النَّجْمِ إِذا هَوى (1) ما ضَلَّ صاحِبُکُمْ وَ ما غَوى (2) وَ ما يَنْطِقُ عَنِ الْهَوى (3) إِنْ هُوَ إِلاَّ وَحْيٌ يُوحى (4) عَلَّمَهُ شَديدُ الْقُوى (5)» مراد از نجم رسول خداست که در شب معراج از آسمان هفتم پايين آمد(ص32 و ص39). شگفت آن که در اين موارد ادعا شده است که آنها با ظاهر قرآن هيچ منافاتي ندارد؛ در حالي که آنها بر خلاف ظاهر آيه است و سياق اين آيات حاکي از آن است که مراد از آنها همان معاني حقيقي و معهود ميان عرب است و نه اشخاصي که هرگز به ذهن مخاطب قرآن نمي‌رسيده است.


* نويسنده به نقل از قريشي درباره « فَمَنْ أَظْلَمُ مِمَّنْ کَذَبَ عَلَى اللَّهِ وَ کَذَّبَ بِالصِّدْقِ إِذْ جاءَهُ أَ لَيْسَ في جَهَنَّمَ مَثْوًى لِلْکافِرينَ وَ الَّذي جاءَ بِالصِّدْقِ وَ صَدَّقَ بِهِ أُولئِکَ هُمُ الْمُتَّقُونَ (زمر، 32-33) » آورده است که مراد از « الَّذي جاءَ بِالصِّدْقِ » رسول خدا و مقصود از « صَدَّقَ بِهِ » ابوبکر يا علي(ع) است(ص38-39). اين در حالي است که اولاً مراد از هر دو عبارت يکي است و ثانياً مقصود از آن فرد نيست؛ بلکه جمع است، به قرينه ذيل آيه « أُولئِکَ هُمُ الْمُتَّقُونَ ».


   
  نويسنده: جعفر نکونام نظراهاي شما ( )  (سه‏شنبه 25/4/1387 ساعت 5:47 صبح)

+ ترجمه قرآن متناسب با تفاوت‌هاي‌ فرهنگي

   




ترجمه قرآن بايد متناسب با تفاوت‌هاي‌ فرهنگي و زماني باشد

گروه ادب: هر متني که بخواهد ترجمه شود بايد تفاوت‌هاي‌ فرهنگي و زماني را نيز در آن دخيل کرد؛ براي مثال بسياري از واژگان قرآن در عصر نزول و به تناسب موضوع، معنا و مفهوم داشته و اکنون فاقد معناي قابل فهم و ملموسي است که اين واژگان بايد در ترجمه توضيح داده شود.








«جعفر نکونام» عضو هيئت مديره انجمن علوم قرآن و حديث ايران در گفت‌وگو با خبرگزاري قرآني ايران (ايکنا) با بيان اين مطلب گفت: قرآن در طي بيست‌وسه سال بر پيامبر (ص) متناسب با نيازها و سؤال‌هاي مردم عرب و اتفاقات روز نازل شد، بنابراين مترجمان نيز بايد توجه داشته باشند که ترجمه‌هاي قرآن را متناسب با شرايط روز و آداب و رسوم فرهنگ‌ها و ملل مختلف ارائه دهند.


اين استاد دانشگاه گفت: هر متني که بخواهد ترجمه شود بايد تفاوت‌هاي‌ فرهنگي و زماني را نيز در آن دخيل کرد، بسياري از واژگان قرآن در عصر نزول و به تناسب موضوع، معنا و مفهوم داشته و اکنون فاقد معناي مشخصي هستند، اين واژگان بايد در ترجمه توضيح داده شود.


او ادامه داد: براي مثال در سوره توبه خداوند مي‌فرمايد: «إِنَّمَا النَّسِي‏ءُ زِيَادَةٌ فِي الْکُفْرِ يُضَلُّ بِهِ الَّذِينَ کَفَرُوا يُحِلُّونَهُ عَاماً وَيُحَرِّمُونَهُ عَاماً لِيُوَاطِئُوا عِدَّةَ مَاحَرَّمَ‌اللّهُ فَيُحِلُّوا مَا حَرَّمَ‌اللّهُ زُيِّنَ لَهُمْ سُوءُ أَعْمَالِهِمْ وَاللّهُ لاَيَهْدِي الْقَوْمَ الْکَافِرِينَ/ «جز اين نيست که جابجا کردن ماه‌هاى حرام، فزونى در کفر است که کافران به وسيله آن گمراه مى شوند، آن را يکسال حلال مى شمارند، و يکسال ديگر، آن را حرام مى‌دانند، تا با شماره ماه‌هايى که خدا حرام کرده است موافق سازند، و در نتيجه آنچه را خدا حرام کرده بر خود حلال گردانند زشتى اعمالشان برايشان آراسته شده است و خدا گروه کافران را هدايت نمى‌کند.» که واژه «نسي‌ء»* ناظر بر يک سنت جاهلي در آغاز اسلام بود که برافتاد و فردي که آشنايي با تاريخچه اين سنت جاهلي نداشته باشد، از معادل تأخير يا جابه‌جايي به جاي اين واژه معناي دقيقي برداشت نمي‌کند.


او ادامه داد: مشاهده مي‌کنيم که واژه نسيء براي مخاطب امروز شناخته‌شده نيست و چه ما نسيء را به معناي جابه‌جايي و چه به معناي فراموشي در نظر بگيريم هيچ‌کدام نمي‌توانند بيان‌گر اين سنت جاهلي باشند، پس لازم است در پاورقي به صورت تفسير توضيح کوچکي آورده شود.







 تفاوت‌هاي‌فرهنگي‌‌درترجمه‌دخيل‌شوند
هر متني که بخواهد ترجمه شود بايد تفاوت‌هاي‌فرهنگي و زماني را نيز در آن دخيل کرد

نکونام گفت: مورد ديگر ضرب‌المثل‌هاي قرآني است که در زبان عرب وجود دارد و در زبان فارسي چنين ضرب‌المثلي وجود و معنا ندارد، براي مثال درسوره بقره آيه 64 خداوند مي‌فرمايد: «وَقَالَتِ الْيَهُودُ يَدُاللّهِ مَغْلُولَةٌ غُلَّتْ أَيْدِيهِمْ وَلُعِنُوا بِمَا قَالُوا بَلْ يَدَاهُ مَبْسُوطَتَانِ يُنفِقُ کَيْفَ يَشَاءُ وَلَيَزِيدَنَّ کَثِيراً مِنْهُم مَا أُنْزِلَ إِلَيْکَ مِن رَبِّکَ طُغْيَاناً وَ کُفْراً وَأَلْقَيْنَا بَيْنَهُمُ الْعَدَاوَةَ وَالْبَغْضَاءَ إِلَي‏‌يَوْمِ الْقِيَامَةِ کُلَّمَا أَوْقَدُوا نَاراً لِلْحَرْبِ أَطْفَأَهَا اللّهُ وَيَسْعَوْنَ‌فِي‌الْأَرْضِ فَسَاداً وَاللّهُ لاَ يُحِبُّ الْمُفْسِدِينَ/ و يهود گفتند دست خدا بسته است، دست‌هاى خودشان بسته باد و به سزاى آنچه گفتند، از رحمت خدا دور شوند، بلکه هر دو دست او گشاده است، هرگونه بخواهد مى‌بخشد و قطعاً آن‌چه از جانب پروردگارت به سوى تو فرود آمده، بر طغيان و کفر بسيارى از ايشان خواهد افزود و تا روز قيامت ميانشان دشمنى و کينه افکنديم هر بار که آتشى براى پيکار برافروختند، خدا آن را خاموش ساخت و در زمين براى فساد مى‌کوشند و خدا مفسدان را دوست نمى دارد.» که کنايه «دست خدا بسته است» در زبان عربي اشاره به خساست و بخيل بودن دارد، در حالي‌که در زبان فارسي به معناي ناتوان بودن است، چنين تفاوت‌هاي معنايي را نمي‌توان به راحتي در ترجمه گنجاند و نيازمند دقت و تبحر خاصي است.


عضو هيئت علمي دانشگاه قم تصريح کرد: مثال ديگر آيه 5 سوره مبارکه طه است که مي‌فرمايد: « الرَّحْمنُ عَلَي الْعَرْشِ اسْتَوَي/ خداى رحمان که بر عرش استيلا يافته است»، بر حسب گذر زمان و پيدايش ديدگاه‌هاي کلامي چنين تصور شد که خداوند تختي دارد که برآن نشسته است، دقت در اين اشاره‌ها و کنايه‌هاي قرآني در ترجمه بسيار مهم و تأثيرگذار است.


او در پايان بيان کرد: در قرآن کنايه، مجاز و استعاره براي اين استفاده شده است که مقصود روشن‌تر به کار رود، براي مثال اگر ما بخواهيم بگوييم کسي شجاع است او را تشبيه به شير مي‌کنيم اين تشبيه شجاع بودن فرد را بيشتر نشان مي‌دهد.



«نسي‌ء»*: مسلمانان عرب زماني که از حج بر مي‌گشتند مصادف مي‌شدند با ماه محرم که جنگ در آن حرام است ، زماني که مي ‌خواستند به جنگ بپردازند مي‌گفتند ما امسال ماه محرم را جزء ماه‌هاي حرام نمي‌دانيم و به جاي آن سال آينده ماه صفر را هم جزو ماه‌هاي حرام اعلام مي‌کنيم.


   
  نويسنده: جعفر نکونام نظراهاي شما ( )  (شنبه 1/4/1387 ساعت 3:48 عصر)

+ فرم طرح هاي تحقيق و تدريس دانشجويان روش تحقيق

   

دانشچويان محترم طرح هاي طرح و تدريس را از لينک هاي ذيل دانلود کنند و پس از پر کردن آنها به آدرس هاي ذيل ايميل فرمايند. براي اطمينان بيش تر به آدرس دومي ايميل کنيد. توصيه مي‏شود، تا پايان تابستان ايميل کنيد تا ثبت نمرات به تأخير نيافتد.


jnekoonam@yahoo.com


jnekoonam@gmail.com


 بايسته هاي پژوهش در علوم قرآن و حديث براي مشاهده


طرح تحقيق براي مشاهده


طرح تحقيق براي دانلود


طرح تدريس نيمسالي براي دانلود


طرح تدريس کلاسي براي دانلود


   
  نويسنده: جعفر نکونام نظراهاي شما ( )  (يکشنبه 26/3/1387 ساعت 8:57 صبح)
   1   2   3   4      >

      تازه‌ترين يادداشت‌هاي وبلاگ
[20/5/1387- 6:25 ص] نگاهي به مقالات
[1/5/1387- 6:49 ص] مدخلي بر تفسير تاريخي قرآن
[25/4/1387- 5:47 ص] نقد پايان‏نامه: بررسي روش‏شناسي تفسير احسن الحديث
[1/4/1387- 3:48 ع] ترجمه قرآن متناسب با تفاوت‌هاي‌ فرهنگي
[26/3/1387- 8:57 ص] فرم طرح هاي تحقيق و تدريس دانشجويان روش تحقيق
[10/2/1387- 6:5 ص] انجمن علوم قرآن و حديث ايران
[10/2/1387- 5:59 ص] نقد رساله: مقايسه تطبيقي تفاسير الميزان و المنار
[1/1/1387- 8:15 ع] نقد پايان‏نامه:‏ چالش‌هاي تفسيري در آيات مربوط به زنان
[20/12/1386- 8:49 ص] نقد رساله: بررسي و تحليل آيات جامعه‌شناختي عصر جاهليت(قسمت اول)
[20/12/1386- 12:0 ص] نقد رساله: بررسي و تحليل آيات جامعه‌شناختي عصر جاهليت(قسمت دوم)
[14/12/1386- 8:8 ع] نقد پايان‏نامه:‏ ترجمه، نقد و بررسي مدخل «Exegesis» از دايرة الم
[2/12/1386- 6:48 ص] جاودانگي قرآن و بطون آن
[24/11/1386- 6:41 ص] نقد پاپان‏نامه: روش‏شناسي شرح نهج البلاغه ابن ميثم بحراني
[30/10/1386- 6:20 ص] ترتيب مصحف امام علي(ع)
[12/10/1386- 6:37 ص] انتشار دومين شماره مجله علمي - پژوهشي پژوهش نامه قرآن و حديث
[همه عناوين(149)][آرشيو شده ها]

  •   بازديدهاي اين وبلاگ
  • امروز: 49 بازديد
    ديروز: 68 بازديد
    كل بازديدها: 25446 بازديد

  •   پيوندهاي روزانه

  •   درباره من
  •  

  •   مطالب بايگاني شده

  •   اشتراك در خبرنامه
  • نام:

    ايميل:

     


  •  لينك هاي مفيد 

  •  لوگوي لينك‌هاي مفيد