سفارش تبلیغ
صبا ویژن

مدهامّتان: علوم و معارف قرآن و حدیث

روش تحقیق در تاریخ گذاری سوره های قرآن

غرض از تاریخ گذاری قرآن تعیین تاریخ نزول هریک از واحدهای نزول قرآن اعم از یک سوره یا بخشی از یک سوره است. در تاریخ گذاری هر یک از سوره های قرآن باید به این سؤال های هفتگانه پاسخ داد:

 1. تعیین تعداد واحدهای سوره

آیا سوره مورد بحث از یک واحد نزول تشکیل شده است یا بیش تر. به عبارت دیگر آیا آن سوره دفعی النزول بوده است یا تدریجی النزول؟

در پاسخ باید ملاحظه کرد، اگر تمام آیات سوره ای به لحاظ لفظی و محتوایی به هم متصل اند، باید به طور قطع گفت که آن سوره یک واحد نزول را تشکیل می دهد و به طور دفعی و یکپارچه نازل شده است.

اما اگر در مواضعی از سوره ملاحظه شد که میان آیات انقطاع لفظی و محتوایی وجود دارد، باید احتمال داد که آن سوره مشتمل بر بیش از یک واحد نزول باشد و به طور تدریجی نازل شده است.

به طور قطع نمی توان چنین گفت؛ چون بسا میان سوره ای مثل سوره قیامت انقطاع لفظی و محتوایی باشد و در عین حال به طور دفعی و یکجا نازل شده باشد. قطع وقتی می توان حاصل کرد که میان آیات منقطع از هم تناظر زمانی و تباعد وقوع ملاحظه شود؛ مثل سوره مزمل که در آیه نخست فرمان اقامه نماز شب و در آیه آخر فرمان تخفیف صادر شده است. طبیعی است که نمی تواند اصل حکم و تحفیف حکم یک زمان صادر شده باشد. نخست اصل حکم صادر می شود و بعد از سپری شدن مدتی از آن حکم تخفیف صادر می گردد. یا نظیر سوره توبه که نخست آمد است که چرا به جنگ تبوک نمی روید و در ادامه آمده است: خدا گناه آن سه نفری که از جنگ تبوک تخلف کردند، بخشید. روشن است که فرمان به حضور در جنگ و پذیرش توبه آن سه نفر نمی تواند همزمان باشد. به این دلیل به طور قطع باید گفت که سوره مزمل یا سوره توبه مشتمل بر بیش از یک واحد نزول است و در بیش از یک بار نازل شده است.

 2. بررسی آیات منسوب به تاریخ های مختلف

در مرحله دوم باید بررسی کرد که آیا طی روایات و اقوال مفسران آیاتی از سوره متعلق به تاریخ های مختلف دانسته شده است؟ آیا آن سوره مشتمل بر آیات مکی و مدنی خوانده شده است؟ آیا به موجب این روایات و اقوال میان آیات متحد السیاق گسیختگی به وجود نمی آید؟ آیا ظاهر و سیاق و آیات متحد الموضوع مضمون این روایات و اقوال را تأیید می کند؟

3. شناسایی آیات تاریخدار سوره مورد بحث

در مرحله سوم باید بررسی کرد که آیا در طی آیاتی از سوره مورد بحث تصریح یا اشاره به رخداد زمان مندی شده است. منظور از تصریح این است که در آیات سوره نام رخداد زمان مندی مثل جنگ بدر و احد و حنین و تغییر قبله آمده باشد و مراد از اشاره این است که نام رخداد نیامده باشد، اما اوصافی آمده باشد که دقیقاً بر رخداد زمان مندی انطباق پیدا کند. مثل آیات سوره توبه که در آن نام جنگ تبوک نیامده ولی اوصافی که در این سوره ذکر شده است،‏ کاملاً بر آن جنگ تطبیق پیدا می کند.

4. شناسایی آیات تاریخدار سوره های قبل یا بعد

در صورتی که در سوره این هیچ آیه تاریخ مندی نباشد‍‏‍، باید در روایات ترتیب نزول بررسی کرد که چه سوره هایی قبل یا بعد از به حسب ترتیب نزول وجود دارد. آیا در کدام یک از سوره های قبل یا بعد از آن آیات تاریخدار وجود دارد.

5. شناسایی میانگین تاریخ نزول سوره مورد بحث

می توان با استفاده از روایات ترتیب نزول بررسی کرد که با میانگین گیری تعداد آیات یا تعداد کلمات سوره ها سوره مورد بحث در حدود چه سالی از مدت 23 ساله نزول قرآن  قرار می گیرد.

6. تفسیر موضوعی تاریخی

در مرحله بعد باید بررسی کرد: چه موضوع تاریخی در سوره مورد بحث آمده است که در سوره های دیگر تکرار شده است؟ باید توجه داشت که بسا یک موضوع با الفاظ و تعابیر متعددی بیان شده باشد؛ از این رو ضروری است که همه الفاظ و تعابیری که بیانگر آن موضع است، به عنوان کلیدواژه مورد استفاده قرار گیرد.

7. توضیح بستر تاریخی نزول سوره

به هر حال باید بررسی کرد که جمع بندی اطلاعات و مطالب قبل چه زمانی را برای نزول سوره مشخص می کند و آن زمان چه وضعیتی داشته است. برای پاسخ به این سؤال باید از کتاب های سیره کمک گرفت و شرایط تاریخی زمان نزول سوره را توضیح داد.


زمان‏شناسى سوره حمد

 

 

چکیده

مهمترین نظریه‏اى که تاکنون درباره ترتیب و زمان نزول سوره حمد اظهار شده، این است که آن اولین سوره کاملى است که بر پیامبراسلام‏صلى الله علیه وآله نزول یافته‏است. در این مقاله تلاش مى‏شود، ادعاى جدیدى اظهار و با شواهدى تاییدشود و آن عبارت از این است که این سوره نه تنها اولین سوره کامل که به طور مطلق اولین واحد نزول قرآن کریم است. برجسته‏ترین شواهد این ادعا، ظاهر آیات سوره علق و پاره‏اى از روایاتى است که درباره نزول سوره حمد وارد شده‏است.

کلید واژه‏ها: سوره حمد، سوره علق، اولین سوره.

http://www.hawzah.net/Per/Magazine/mb/024/mb02405.asp

1. مقدمه

از دیر باز در این زمینه که آیا پنج آیه نخست‏سوره علق در آغاز رسالت پیامبر اسلام(ص) نازل شده‏اى سوره حمد، اختلاف نظر وجود داشته است. برخى در صدد جمع میان این دو قول برآمده و گفته‏اند: اولین آیات نازل شده، پنج آیه سوره علق است و نخستین سوره کاملى که نزول یافته، سوره حمد است; یعنى پس از آنکه پنج آیه سوره علق نازل شد، سوره حمد نزول یافته است.

مع الوصف نزول پنج آیه نخست علق در آغاز بعثت پیامبر(ص) مقبول به نظر نمى‏رسید. از جمع‏بندى آیات و روایات چنین برمى‏آید که به طور مطلق اولین سوره منزل، سوره حمد بوده است.

2. ادله نزول سوره حمد در آغاز بعثت

مهم‏ترین ادله‏اى که بر تقدم سوره حمد بر پنج‏آیه سوره علق وجود دارد، به قرارى است که در پى مى‏آید.

2. 1. روایات آغاز وحى

با جمع بندى روایاتى که از پى مى‏آید، باید گفت که جبرئیل‏علیه السلام با فرمان «بخوان‏» در آغاز وحى به قرائت‏سوره حمد دستور داده است:

- عبید بن عمیر بن قتاده لیثى (ت قبل 73 ق) گوید:

... ماه آن سالى که پیامبر صلى الله علیه وآله در آن مبعوث شد، ماه رمضان بود. فرستاده خدا صلى الله علیه وآله چنانکه [در سالهاى پیش] به جوار حراء مى‏رفت، [در این سال نیز] با اهلش به [جوار]حراء رفته بود. در شبى که خدا او را در آن با رسالت کرامتش داد و [بدینوسیله]به بندگان مهر ورزید، جبرئیل‏علیه السلام به فرمان خدا به نزدش آمد. فرستاده خدا صلى الله علیه وآله فرمود: «او در حالى که من خواب بودم، پارچه‏اى از ابریشم را که در آن نوشته‏اى بود، به نزدم آورد و گفت: بخوان! من گفتم: چه بخوانم؟ او مرا به هم فشرد; طورى که مرگ را احساس کردم; سپس مرا رها کرد و گفت: بخوان! گفتم: چه بخوانم؟ - من این را جز براى رهایى از او نمى‏گفتم. مبادا همان کارى را که با من کرد، تکرار کند - او گفت: و بخوان با نام پروردگارت که آفرید ... (1) ; آنگاه من آن را خواندم; سپس آن پایان پذیرفت; زان پس او از نزد من بازگشت و من از خوابم برخاستم; در حالى که گویا نوشته‏اى در دلم ثبت‏شده بود (2) .

در این روایت احتمالا مراد از آن نوشته، چنانکه از روایات زیر برمى‏آید، سوره حمد بوده‏است.

- ضحاک (ت بعد 100 ق) گوید:

عبدالله بن عباس (3 ق ه - 68 ق) گفت: نخستین چیزى که جبرئیل‏علیه السلام بر محمد صلى الله علیه وآله نازل کرد، این بود که گفت: اى محمد بگو: استعیذ بالسمیع العلیم من الشیطان الرجیم; سپس گفت: بگو: بسم الله الرحمن الرحیم; پس از آن گفت: بخوان به نام پروردگارت که آفرید. عبدالله گفت: آن نخستین سوره‏اى بود که خدا آن را به زبان جبرئیل‏علیه السلام بر محمدصلى الله علیه وآله نازل کرد (3) .

- همو افزود:

ابن عباس گفت: جبرئیل‏علیه السلام به محمد صلى الله علیه وآله گفت: اى محمد بگو: «الحمد لله رب العالمین ... (4) .

- یوسف بن محمد بن زیاد و على بن محمد بن سیار (5) هر یک از پدرشان حدیث کرده، گویند: امام هادى‏علیه السلام از پدرانش حدیث کرده، فرمود: على‏علیه السلام فرمود:

وقتى خداى عزوجل پیامبر ما محمد صلى الله علیه وآله را مبعوث کرد، فرمود: اى محمد! ... بگو: «الحمد لله رب العالمین‏» (6) .

- و همان حضرت افزود: على‏علیه السلام فرمود:

وقتى پیامبر صلى الله علیه وآله چهل سالگى را تمام کرد ... جبرئیل‏علیه السلام ... به سوى آن حضرت فرود آمد و بازویش را گرفت و گفت: اى محمد! بخوان! پرسید: چه بخوانم؟ پاسخ داد: اى محمد! بخوان با نام پروردگارت که آفرید... سپس آنچه را پروردگارش به او وحى کرده بود، به آن حضرت وحى کرد... (7) .

از دو روایت مذکور، یعنى روایت ابن عباس و امام هادى علیه السلام چنین برمى‏آید که سخن جبرئیل‏علیه السلام خطاب به پیامبراسلام صلى الله علیه وآله با آغاز سوره علق خلط شده است. واقع امر چنین بوده‏است که جبرئیل علیه السلام در آغاز وحى به آن حضرت فرموده‏است که سوره حمد را قرائت کند; اما تصور شده‏است که او آغاز سوره علق را بر آن حضرت قرائت کرده‏است.

راوى دیگرى به نام ابومیسره (8) (ت 63 ق) در زمینه نزول سوره حمد در آغاز وحى گوید:

پیامبر صلى الله علیه وآله نخست که مبعوث شد، به او خطاب مى‏شد: «یا محمد!»; ولى چیزى نمى‏دید. وقتى آن صدا را مى‏شنید، از آن مى‏گریخت; آن را به خدیجه دخت‏خویلد باز گفت و افزود: من بیم دارم که امرى بر من عارض شده باشد. او عرض کرد: آن چیست؟ فرمود: هرگاه تنها مى‏شوم، فراخوانده مى‏شوم; ولى چیزى نمى‏بینم. من بیم دارم. او عرض کرد: خدا به تو بد نمى‏کند; زیرا تو سخن راست مى‏گویى و صله رحم بجا مى‏آرى و امانت را ادا مى‏کنى; سپس خدیجه به ابوبکر صدیق گفت: با محمد به سوى ورقة بن نوفل که کتابها را مى‏خواند، برو و آنچه را که او مى‏شنود، به او بازگو; آنگاه آن دو به نزد ورقه رفته و پیامبر صلى الله علیه وآله به او فرمود: من وقتى تنها مى‏شوم، خوانده مى‏شوم: «یا محمد» و صدایى مى‏شنوم; ولى چیزى نمى‏بینم. ورقه به او عرض کرد: مهم نیست. هر گاه خوانده شدى، درنگ کن تا آنچه را که به تو گفته مى‏شود، بشنوى.

زان پس او درنگ کرد. آنگاه [جبرئیل علیه السلام] به او گفت: بگو: «بسم الله الرحمن الرحیم‏». او هم آن را گفت، و او آن را سه بار بر آن حضرت تکرار کرد; سپس گفت: بگو: «الحمد لله رب العالمین‏» سه بار تا آنکه آن را به پایان برد ... (9) .

واحدى (ت 468 ق) در ذیل این حدیث گوید: «و این سخن على بن ابى طالب‏علیه السلام است (10) ».در روایت ترتیب نزولى که سعید بن‏مسیب از على‏علیه السلام آورده، سوره حمد در آغاز آمده‏است.

2. 2. روایات اقامه نماز در آغاز بعثت

پاره‏اى از روایاتى که دلالت‏بر تقدم نزول سوره حمد بر سوره علق دارد روایات مربوط به اقامه نماز از سوى پیامبر اسلام در آغاز بعثت است.

به گواهى روایات، در روز نخست‏بعثت جبرئیل به پیامبر وضو و نماز را آموخت و آن حضرت در همان روز نماز گزارد (11) و هیچ روایتى دال بر اینکه آن حضرت نماز بدون سوره فاتحه گزارده باشد، به ما نرسیده، و بعید است که او در این مدت طولانى نماز بدون سوره فاتحه گزارده باشد، ولى هیچ روایتى درباره آن به ما نرسد.

این روایات به انضمام مضمون سوره علق که در آن از نمازگزاردن پیامبر اسلام قبل از نزول سوره علق سخن رفته است، روشن مى‏سازد که سوره حمد قبل از سوره علق نازل شده است. شرح این معنا ذیل عنوان بعدى مى‏آید.

3. 2. ظاهر آیه نخست علق

درباره مفعول اقرا در آیه «اقراباسم ربک‏» سه نظر وجود دارد:

1- «اسم ربک‏»: برخى از مفسران مانند طبرسى (469-548 ق) «باء» را در «باسم ربک‏» مانند باء در «فسبح باسم ربک‏» (12) زائد گرفته، و «اقرا» را به معناى «اذکر» یا «ادع‏» دانسته، و مفعول آن را «اسم ربک‏» شمرده‏اند (13) ; اما این نظر مردود است; زیرا:

اولا در هیچ جاى قرآن، مفعول «اقرا» با «باء» همراه نیامده است و آن را با «سبح‏» نمى‏توان قیاس کرد; زیرا مفعول آن به هر دو صورت، با «باء» و بدون «باء» بکار رفته است (14) .

ثانیا «اقرا» را به معناى «اذکر» یا «ادع‏» گرفتن با معناى لغوى آن بیگانه بوده و در هیچ جاى قرآن بدان معانى بکار نرفته است.

ثالثا آن معانى با روایات تفسیرى مربوط به آیه ناسازگار است; زیرا در آن روایات آمده است که پیامبر صلى الله علیه وآله در برابر فرمان «اقرا» جبرئیل‏علیه السلام گفت: «ما انا بقارى‏» و بدیهى است که مراد پیامبر صلى الله علیه وآله از این سخن آن نبوده که من نمى‏توانم نام پروردگار را یاد کنم یا بخوانم (15) ; چون او همواره نامش را یاد مى‏کرده و مى‏خوانده است. بلکه مراد آن بوده است که خواندن از روى نوشته را نمى‏دانم.

2- «مایوحى الیک‏»: بسیارى از مفسران مانند فخر رازى و طباطبائى کلمه یا جمله مقدرى نظیر «القرآن‏» یا «مایوحى الیک‏» را مفعول «اقرا» دانسته و «باء» را در «باسم ربک‏» باء ملابسه گرفته‏اند.

علامه طباطبائى گوید:

مراد از «اقرا» فرمان فراگیرى آن آیاتى از قرآن است که فرشته وحى به پیامبر صلى الله علیه وآله وحى مى‏کند، و این جمله فرمان قرائت کتاب است; اما خود بخشى از کتاب است; مانند سخن کسى که در آغاز نامه‏اش به آنکه آن را برایش فرستاده، گوید: «این نامه‏ام را بخوان و بدان عمل کن‏». این سخن او فرمان قرائت نامه است; اما خود بخشى از نامه است (16) .

این نظر در قرآن مؤیداتى نیز دارد:

اولا مفعول قرائت در قرآن نیز لفظ «القرآن‏» یا «الکتاب‏» آمده است; مانند: «اذا قرات القرآن فاستعذ بالله‏» (17) و «فسئل اللذین یقرؤن الکتاب من قبلک‏» (18) .

و «لاتعجل بالقرآن من قبل ان یقضى الیک وحیه‏» (20) .از این دو آیه برمى‏آید که جبرئیل‏علیه السلام به پیامبر صلى الله علیه وآله فرمان داده است که آیاتى را که به او وحى مى‏کند، پس از پایان وحى آنها را قرائت کند.

این نظر نیز سست است; زیرا:

اولا از ظاهر آیات سوره علق بر نمى‏آید که مفعول «اقرا» خود آن آیات باشد، و آن را با نامه‏اى که در صدر آن تصریح شده است که این نوشته را بخوان نمى‏توان قیاس کرد; بنابراین، نظر فوق با ظاهر آیات سوره علق موافق نیست. ظاهر این آیات نشان مى‏دهد که چیزى خواندنى قبل از نزول این آیات نزد پیامبر اسلام‏صلى الله علیه وآله بوده است و گرنه چنین خطابى بى‏معنا بود.

ثانیا آیات نخست‏سوره علق صلاحیت نخستین تعلیم الهى بودن را ندارد; زیرا در آن آیات، جز فرمان «اقرا» و اوصاف «رب‏» مطلب دیگرى ملاحظه نمى‏شود; در حالى که سزاست، در نخستین تعلیم، امهات تعالیم الهى نظیر آنچه در سوره حمد است، وجود داشته باشد.

3- «سوره حمد»: به احتمال قوى، مفعول «اقرا»، سوره حمد بوده و در سوره علق به پیامبراسلام‏صلى الله علیه وآله دستور داده‏شده‏است که از آزارهاى مشرکان بیم به خود راه مده و نماز را برپا دار و در آن با قرائت‏سوره حمد به ستایش خداى یکتا بپرداز.

مؤیدات این احتمال عبارت است از اینکه:

اولا ظاهر آیات سوره علق آن را تایید مى‏کند; زیرا ظاهر آیات این سوره حکم مى‏کند به اینکه مفعول «اقرا» چیزى غیر از آیات آن است; چون معنا ندارد، در حالى که هیچ چیز خواندنى نزد رسول‏خدا صلى الله علیه وآله نهاده نشده، به او فرمان داده‏شود: بخوان!

ثانیا آغاز سوره علق نظیر آغاز سوره مزمل است. در آیات آغاز این سوره نیز با فرمان «بخوان‏» دستور به برپایى نماز داده شده است:

یا ایها المزمل قم الیل الا قلیلا نصفه او انقص منه قلیلا او زد علیه و رتل القرآن ترتیلا (21) ; اى جامه به خود پیچیده، به پا خیز شب را مگر اندکى; نیمى از شب یا اندکى از آن بکاه; یا بر آن[نصف] بیفزاى و قرآن را شمرده، بخوان.

علامه طباطبایى مراد از «قم الیل‏» را برخاستن در شب به منظور برپایى نماز دانسته و در زمینه «و رتل القرآن ترتیلا» مى‏نویسد:

ظاهر آیه نشان مى‏دهد که مراد، خواندن قرآن در نماز است‏یا مراد، خود نماز است.

خداى سبحان در این آیه نیز از برپایى نماز به خواندن تعبیر کرده‏است: «اقم الصلاة لدلوک الشمس الى غسق الیل و قرآن الفجر ان قرآن الفجر کان مشهودا (22) ; نماز را از زوال آفتاب تا نهایت تاریکى شب برپادار و [نیز] نماز صبح را; زیرا نماز صبح همواره حضور است. (23) »

ثالثا در آیات 9- 19 سوره علق سخن از کسى رفته‏است که پیامبرصلى الله علیه وآله را از نماز باز مى‏داشته و رسالت او دروغ مى‏شمرده‏است. در این حال خداوند او را بیم مى‏دهد که اگر از این کار باز نایستد، خوارش مى‏سازد و به آن حضرت مى‏فرماید که از او فرمان مبر و در پایان همان سخنى را که در آغاز سوره فرموده‏بود، به تعبیرى دیگر باز فرمود که‏« و اسجد و اقترب (24) ; سجده کن و خود را [به خدا] نزدیک کن‏».

علامه طباطبایى مى‏نویسد:

«لاتطعه‏» یعنى او را در نهى از نماز فرمان مبر و این قرینه‏اى است‏بر اینکه مراد از« و اسجد» نماز است (25) .

از این آیات چنین حاصل مى‏شود که پیامبر قبل نزول سوره علق نماز برپامى‏داشته و حتى به رسالت مبعوث بوده‏است (26) .

چنانکه پیشتر آمد، هیچ نمازى در اسلام بدون سوره حمد نقل نشده‏است; بنابراین باید سوره حمد قبل از سوره علق نازل شده‏باشد.

پى‏نوشت‏ها:

1. علق 1-5.

2. محمد بن جریر طبرى; تاریخ الطبرى، پیشین 1:532 و عبدالرحمن سهیلى; الروض الانف فى شرح السیرة النبویة‏لابن هشام، ج 7، بى چا، القاهره، دارالکتب الحدیثة 1387 ق، ص 381.

3. محمد بن جریر طبرى; جامع البیان، پیشین 1:77.

4. همان 1:89 و 92 و 99 و 101 و 105.

5. آندو از اصحاب امام هادى‏علیه السلام و امامى مذهب بودند، و بعید نیست که سیار مصحف زیاد بوده و آندو برادر باشند. على بن محمد بن زیاد صیمرى (ت 281 ق) از اصحاب امام هادى علیه السلام و امام عسکرى علیه السلام بود (ابوالقاسم خوئى; معجم رجال الحدیث، پیشین).

6. امام حسن عسکرى‏علیه السلام; پیشین 30 و 33 و عبدعلى حویزى; پیشین 1:19.

7. امام حسن عسکرى علیه السلام; پیشین 157.

8. عمر و بن شر حبیل همدانى ابومیسره کوفى، موثق و مخضرم بود (احمد بن على بن حجر; تقریب التهذیب، پیشین).

9. احمد بن یحیى بلاذرى; پیشین 1:105-106 و على بن احمد واحدى; پیشین 11.

10. على بن احمد واحدى; پیشین.

11. ابن‏ابى‏الحدید، شرح نهج‏البلاغه، ج‏13، ص 229.

12. واقعه 74.

13. فضل بن حسن طبرسى; پیشین 5-6:780 و محمد بن عمر فخر رازى; التفسیر الکبیر، ج 32، ط 3، قم، مکتب الاعلام الاسلامى 1411 ق، ص 13.

14. على

15. محمد بن عمر فخر رازى; پیشین 32:13.

16. محمد بن حسین طباطبائى; المیزان، پیشین 20:323.

17. نحل 98.

18. یونس 94.

19. قیامه 18.

20. طه 114.

21. سوه مزمل، آیات 1- 4.

22. اسراء، آیه 78.

23. طباطبایى; المیزان، سوره مزمل، ذیل آیات 1- 4.

24. سوره علق، آیه 19.

25. طباطبایى، پیشین، سوره علق، ذیل آیه 19.

26. ر.ک. همان، ذیل آیات 9- 14.